ساربوک

قول مادر

  • نویسنده: سالی هپ ورث
  • مترجم: فاطمه باغستانی
  • ناشر: البرز
  • شابک: 9786009876303
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 45,000 تومان
معرفی کوتاه
قول مادر، نام اثری از سالی هپ ورث است که در سال 2017 منتشر شد. این رمان در مورد مادری به نام آلیس است که زندگی دونفره و آرامی در کنار دخترش، زو، در کالیفرنیای شمالی می گذراند.زو، همواره با اضطراب ناشی از موقعیت های اجتماعی مواجه است و مادرش، آلیس، همواره در برابر این اضطرابها از او حمایت و مراقبت کرده است.
موجود
  • نویسنده
    سالی هپ ورث
  • مترجم
    فاطمه باغستانی
  • ناشر
    البرز
  • شابک
    9786009876303
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    97
  • نوبت چاپ
    1

قول مادر، نام اثری از سالی هپ ورث است که در سال 2017 منتشر شد. این رمان در مورد مادری به نام آلیس است که زندگی دونفره و آرامی  در کنار دخترش، زو، در کالیفرنیای شمالی می گذراند.زو، همواره با اضطراب ناشی از موقعیت های اجتماعی مواجه است و مادرش، آلیس، همواره در برابر این اضطرابها حمایت و مراقبت کرده است. زندگی به آرامی در حال گذر است تا اینکه آلیس به بیماری مبتلا می شود و از طرفی نگرانی هایش در رابطه با زندگی و آینده دخترش، باعث می شود از دو خانم غریبه کمک بخواهد، پرستاری به نام کیت، و فردی برای رسیدگی به امور خانه به نام، سونیا. قرار گیری این چهار فرد در کنار یکدیگر اتفاقات پر فراز و نشیبی بوجود می آورد و هر کدام با ترس ها و اسرار خودشان، روبرو می شوند.اسراری درباره رهایی، بیگانگی، تنهایی و ...
در بخشی از کتاب می خوانیم:«آلیس به ساعت دیواری نگاهی انداخت: ۱۰:۱۴ صبح است. احتمالاً زنگ سوم زویی‌ست و حالا سر کلاس علوم نشسته. شاید هم مثل برخی از روزها که خیلی حال خوبی ندارد، وسط روز از یکی دوتا کلاس جیم شود. آلیس هم که همیشه از او حمایت می‌کند و مشکلی پیش نمی‌آید. راستش اگر این وقت دکتر را نداشت، از زویی می‌خواست که امروز را در خانه بماند، اما امروز مجبور بود همان‌طور که زویی کتاب‌هایش را جمع می‌کرد و با خیال راحت از در خانه بیرون می‌رفت، تماشایش کند. آلیس می‌دانست که زویی ظاهرش را شجاع نشان می‌دهد، به همین دلیل، این روزهای پر از شجاعت برایش بدترین روزها بود. لبخند زورکی روی صورت زویی که تظاهر می‌کرد، مامان من خوب هستم بسیار دردناک‌تر از زمانی بود که غمی درون نگاهش می‌نشست و می‌گفت: «مامان! می‌ترسم، اصلاً توان مواجه‌شدن با امروز را ندارم.»

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید