ساربوک

من رازی دارم

  • نویسنده: زهراتندکی
  • مترجم:
  • ناشر: پرسمان
  • شابک: 9786001872297
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 26,000 تومان
معرفی کوتاه
کتاب «من رازی دارم» دارای دو راوی است که هر کدام بخش‌های از داستان را روایت می‌کند. یکی از این شخصیت‌ها زنی به نام نهال است که چندین سال در خارج از کشور زندگی کرده است و اکنون به دلیل اتفاقاتی که در خانواده‌اش روی داده مجبور به بازگشت به ایران شده است. اما شخصیت مرد این رمان سپهر نام دارد که تصمیم‌های نادرستی که در زندگی گرفته است او را در لبه پرتگاهی قرار داده است.
موجود
  • نویسنده
    زهراتندکی
  • مترجم
  • ناشر
    پرسمان
  • شابک
    9786001872297
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    96
  • نوبت چاپ
    1

کتاب «من رازی دارم» اثر زهرا تندکی است که در سال 1396 توسط انتشارات پرسمان به چاپ رسیده است. از دیگر آثار این نویسنده می‌توان به کتاب‌های «همه عاشقانه‌های من» و «همیشه بهانه‌ای هست» اشاره نمود که توسط همین انتشارات به چاپ رسیده است. کتاب «من رازی دارم» دارای دو راوی است که هر کدام بخش‌های از داستان را روایت می‌کند. یکی از این شخصیت‌ها زنی به نام نهال است که چندین سال در خارج از کشور زندگی کرده است و اکنون به دلیل اتفاقاتی که در خانواده‌اش روی داده مجبور به بازگشت به ایران شده است. اما شخصیت مرد این رمان سپهر نام دارد که تصمیم‌ های نادرستی که در زندگی گرفته است او را در لبه پرتگاهی قرار داده است. نهال و سپهر با یکدیگر آشنا می‌شوند اما هر کدام از آن‌ها در زندگی مشکلاتی دارد که که باهم بودنشان را دچار مشکل می‌کند.

رمان «من رازی دارم» ساختاری خطی دارد و در این مسیر، حوادثی زندگی شخصیت‌های اصلی رمان را دچار دگرگونی اساسی می‌کند. هسته مرکزی رمان بر روی نگرش جامعه به زنان و مردان مطلقه بنا شده است و نویسنده به خوبی از پس تعریف زندگی شخصیت‌ها و دغدغه‌های آنان در این جامعه برآمده است.

در بخشی از این رمان آمده است: « چه خوبه که آدم بدونه از زندگیش چی می‌خواد... سامان گوشیش رو گرفته بود توی دستش و داشت پیام می‌داد که می‌شد حدس زد مخاطبش کیه...در نهایت هم ازم عذرخواهی کرد و رفت چند قدم اون طرف‌تر و بهش زنگ زد. تکیه دادم به صندلی و خیره شدم به موج‌های سیاه و عصبانی دریا... که عقب می‌رفتن و با قدرت بیشتری برمی‌گشتن...یاد حرف روانشناسی افتادم که بعد طلاقم می‌رفتم پیشش... که آدما باید مثل دریا باشن... گاهی برن عقب... گاهی پس بکشن... اما کم نیارن و با انرژی مضاعفی برگردن... یه جای خوندم کم‌آوردن با کوتاه‌ اومدن فرق داره». 

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید