ساربوک

ابو وصال

  • نویسنده: محدثه علیجان زاده روشن
  • مترجم:
  • ناشر: کاظمی
  • شابک: 9786008200246
  • قطع: جیبی
  • قیمت: 5,000 تومان
معرفی کوتاه
ابو وصال عنوان اثری به قلم محدثه علیجان‌زاده روشن است که در واقع مجموعه‌ای است شامل 100 خاطره از زندگانی طلبه مدافع حرم، محمد رضا دهقان امیری که به سال 1394 به عنوان بسیجی تکاور رهسپار جبهه‌های سوریه گردید و در ایام محرم همان سال در میدان رزم مقابل تروریست‌های تکفیری در حوالی حلب و در عملیات محرم به فیض شهادت نائل گردید وی در مورخ ۲۵ آبان در امام زاده علی اکبر واقع در چیذر به خانه ابدی خویش رهسپار گردید.
موجود
  • نویسنده
    محدثه علیجان زاده روشن
  • مترجم
  • ناشر
    کاظمی
  • شابک
    9786008200246
  • قطع
    جیبی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    95
  • نوبت چاپ
    3

ابو وصال عنوان اثری به قلم محدثه علیجان‌زاده روشن است که در واقع مجموعه‌ای است شامل 100 خاطره از زندگانی طلبه مدافع حرم، محمد رضا دهقان امیری که به سال 1394 به عنوان بسیجی تکاور رهسپار جبهه‌های سوریه گردید و در ایام محرم همان سال در میدان رزم مقابل تروریست‌های تکفیری در حوالی حلب و در عملیات محرم به فیض شهادت نائل گردید وی در مورخ ۲۵ آبان در امام زاده علی اکبر واقع در چیذر به خانه ابدی خویش رهسپار گردید.

اثر حاضر که به کوشش علیجان‌زاده گردآوری گردیده در واقع مجموعه‌ای از روایاتی است که توسط دوستان، همرزمان و خانواده این شهید عزیز ارائه گردیده. این اثر خواندنی ضمن 113 صفحه گرداوری و به مخاطبان عرضه شده است. نگارنده وصیت‌نامه شهید را به عنوان حسن ختام اثر به کتاب ضمیمه نموده است که بخش‌هایی از آن را می‌خوانیم: «صبر را سر لوحه خود قرار دهید و مطمئن باشید که هر کس از این دنیا خواهد رفت و تنها کسی که باقی می‌ماند خداوند متعال است، اگر دلتان گرفت یاد عاشورا کنید و مطمئن باشید غم شما از غم ام‌المصائب حضرت زینب(س) کوچک‌تر است»...

ضمن کتاب یکی از دوستان شهید نقل می‌کند:  «او به ورزش پارکور علاقه داشت. هیجانش را در این ورزش خالی می‌کرد. گاهی در مدرسه، خیابان و پارک حرکاتی انجام می‌داد. اما مراقب بود. از ارتفاع نمی‌ترسید و جسارتی مثال‌زدنی داشت. با دوستانش که تمرین می‌کرد، موفق‌تر از بقیه بود و گاهی کرکری که می‌خواندند، او برنده می‌شد. آمادگی جسمانی‌اش بسیار خوب بود و بدنی ورزیده داشت. مادر شهید دهقان اضافه می‌کند: «دوره دبیرستان اوج ورزش پارکور او بود. یک سال در آنجا بنّایی داشتند و در فضای حیاط کیسه‌های گچ و سیمان و تپه‌های خاک و ماسه زیاد بود. به عنوان موانع استفاده می‌کرد و پارکور را تمرین می‌کرد. هر وقت به خانه می‌آمد هیکل و لباسش خاکی و کثیف بودند».

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید