ساربوک

وداع با اسلحه

  • نویسنده: ارنست همینگ وی
  • مترجم: نجف دریابندری
  • ناشر: نیلوفر
  • شابک: 9789644480591
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 28,000 تومان
معرفی کوتاه
وداع با اسلحه عنوان کتابیست از ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی که باید نامش را بارها شنیده باشید. شاید از عنوان کتاب چنین برآید که منظور همینگوی پایان دادن به جنگ و خشونت است. وداع با اسلحه درون مایه های جنگ،عشق و مرگ را در هم می آمیزد. کتاب فوق عاشقانه ای در میان جنگ و نفرت است که تضاد دلچسب و منحصربه فردی به رمان میدهد.
موجود
  • نویسنده
    ارنست همینگ وی
  • مترجم
    نجف دریابندری
  • ناشر
    نیلوفر
  • شابک
    9789644480591
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    95
  • نوبت چاپ
    16

وداع با اسلحه عنوان کتابیست از ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی که باید نامش را بارها شنیده باشید. شاید از عنوان کتاب چنین برآید که منظور همینگوی پایان دادن به جنگ و خشونت است. وداع با اسلحه درون مایه های جنگ،عشق و مرگ را در هم می آمیزد. کتاب فوق عاشقانه ای در میان جنگ و نفرت است که تضاد دلچسب و منحصربه فردی به رمان میدهد.

داستان از اینجا آغاز میشود که فردریک، جوان آمریکایی که برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفته، پس از آغاز جنگ جهانی اول به طور داوطلبانه وارد ارتش شده است .او در بهداری ارتش مشغول به خدمت می گردد و همانجا عاشق امدادگر انگلیسی به نام کاترین میشود. نکته قابل توجه در مورد داستان این است که کارکترها هیچ کدام نمی دانند برای چه میجنگند!

نثر وداع با اسلحه بی آلایشی عجیبی دارد.از جملات فریبنده و فوق ادبی خبری نیست. در عین سادگی و عامیانه بودن زبان داستان، همینگوی در انتخاب کلمات ظرافت و هوشمندی خاصی به کار برده است.همین جملات ساده آنقدر واقعی هستند که خواننده را با خود به اعماق داستان می برد.

وداع با اسلحه بر گرفته از زندگی حقیقی همینگوی است که کاملا بر ادبیات و بیان وی تاثیر گذاشته. همین واقعگرایی و سادگی بیان باعث دریافت جایزه نوبل ادبیات این کتاب شد.

در کتاب وداع با اسلحه سمبل هایی را میبینیم که در قالب اشخاص، فضاها یا رنگ ها نشانگر مفاهیم انتزاعی در این اثر هستند.

بیان این مساله که پنج کتاب از ارنست همینگوی در لیست 1001 کتابی است که قبل از مرگ باید خوانده شود ، خالی از لطف نیست.

بریده ای از کتاب وداع با اسلحه را میخوانیم:

 " اکنون مدتی گذشته بود و من هیچ چیز مقدسی ندیده بودم و چیزهای پرافتخار افتخاری نداشتند و ایثارگران مانند گاو و گوسفند کشتارگاه شیکاگو بودند، گیرم با این لاشه های گوشت کاری نمی کردند جز اینکه دفن شان کنند. کلمه های بسیاری بود که آدم طاقت شنیدنشان را نداشت و سرانجام فقط اسم جاها آبرویی داشتند... کلمات مجرد، مانند افتخار و شرف و شهامت یا مقدس در کنار نام های دهکده ها و شماره ی جاده ها و شماره فوج ها و تاریخ ها پوچ و بی آبرو شده بودند."

 

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید