ساربوک

نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد 2جلدی

  • نویسنده: مسعود جعفری
  • مترجم:
  • ناشر: نیلوفر
  • شابک: 9644482751
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 9,500 تومان
این محصول موجود نیست
معرفی کوتاه
«دانشور» در سن 28 سالگی به طور اتفاقی با «آل احمد» در اتوبوس اصفهان به تهران همسفر شد و این اولین آشنایی آنان بود. و تنها دو سال پس از ازدواج آنها، سیمین برای تحصیل در دانشگاه استنفورد آمریکا بورسیه شد و جلال نتوانست او را در این سفر همراهی ­کند. به همین دلیل تنها راه ارتباطی آنان نوشتن نامه بود. سرانجام این نامه ها جمع آوری و ویرایش شد. این نامه­ ها به دلیل صاحب قلم بودن آنان دارای لحن وبیان جذاب است و علاوه بر مسائل شخصی به مسائل سیاسی، اجتماعی و ادبی نیز پرداخته شده ­است.
ناموجود
  • نویسنده
    مسعود جعفری
  • مترجم
  • ناشر
    نیلوفر
  • شابک
    9644482751
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    84
  • نوبت چاپ
    1

«سیمین دانشور» از تاثیرگذارترین شخصیت­ها در طول تاریخ است. در دورانی که جایگاه زنان بسیار پایین بود، تلاش کرد با تابو­های موجود در جامعه مقابله کند؛ دست به قلم شود و هنر را تنها از آن مردان نداند و به شکل حرفه ای داستان نویسی را آغاز کند.
«دانشور» در سن 28 سالگی به طور اتفاقی با «آل احمد» در اتوبوس اصفهان به تهران همسفر شد و این اولین آشنایی آنان بود. و تنها دو سال پس از ازدواج آنها، سیمین برای تحصیل در دانشگاه استنفورد آمریکا بورسیه شد و جلال نتوانست او را در این سفر همراهی ­کند. به همین دلیل تنها راه ارتباطی آنان نوشتن نامه بود. سرانجام این نامه ها جمع آوری و ویرایش شد. سپس در سال 89 در سه جلد چاپ شد؛ جلد سوم این کتاب به سفرجلال که بعد از بازگشت سیمین به ایران بود، اشاره دارد. این نامه­ ها به دلیل صاحب قلم بودن آنان دارای لحن وبیان جذاب است و علاوه بر مسائل شخصی به مسائل سیاسی، اجتماعی و ادبی نیز پرداخته شده ­است. توصیف دقیق و با جزئیات اثر آن را به سندی تبدیل کرده است که حتی می شود تاریخ را با نوشته های آنان بررسی کرد و شناخت.

در نامه‌ای از دانشور می­خوانیم:« جلال عزیزم دیروز دومین کاغذت واقعاً پریشانم کرد... حالا یادم می آید که تو بعضی وقت­ها حال روحی خاصی پیدا می­کردی و ناگزیر می­ شدی از خانه بیرون بیایی که نکند با هم دعوایمان بشود... یادت می­ آید پارسال هر دومان چه الم شنگه ای راه انداختیم. باور کن من هنوز خجالت می کشم. اکنون بگذار کمی از هم دور باشیم و بعد نمی دانی در کنار هم بودن چه لذتی دارد.»

گاهی جلال به دلیل عجله های سیمین در نوشتن و مختصر بودن نامه­ ها از او گلایه داشت. وگاهی مشاجرات جزئی بین دو نویسنده وجود داشت. اما به ما این نکته را یادآوری می کند که با حرف زدن حتی در مورد کوچکترین مسائل و ایجاد فرصت برای گفتگو به دیگری، می­توان اختلافات را حل نمود و زندگی را برای هم شیرین کرد.

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید