ساربوک

آمدیم خانه نبودید روایت خانه های مشاهیر ایران

  • نویسنده: نسرین ظهیری
  • مترجم:
  • ناشر: ثالث
  • شابک: 9789643809348
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 34,000 تومان
معرفی کوتاه
آمدیم خانه نبودید، عنوان اثری به قلم نسرین ظهیری است. وی بیش از آن‌که نویسنده باشد روزنامه‌نگار است. «آمدیم خانه نبودید» هم ماحصل تلاش‌های وی در زمانی است که این گزارش‌ها رابرای مطبوعات می‌نوشته است. نگارنده در اثر حاضر با قلمی شیوا و با چاشنی نثر در خلال گزارش میدانی، خالق داستانی مستندگونه با قهرمانی اهل ادب و فرهنگ ایران شده است.
موجود
  • نویسنده
    نسرین ظهیری
  • مترجم
  • ناشر
    ثالث
  • شابک
    9789643809348
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    93
  • نوبت چاپ
    1

    در این کتاب، ظهیری در پی خانه‌های بدیع الزمان فروزانفر، عبدالحسین زرین کوب، سعید نفیسی، محمد معین، صادق هدایت، سیمین دانشور، نیما یوشیج، احمد شاملو، اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج، ملک الشعرای بهار، حسین منزوی، سهراب سپهری، محمد مصدق و مهرداد اوستا بوده و در این راستا خواننده را از لذت هم صحبتی با ساکنان، وراث، همسایه‌ها، کسبه محل و هم پاتوقی‌های مشاهیر بی بهره نگذاشته است.

    مضاف بر طرح و توصیف خانه‌ها و خشت هایش، نگارنده در آغاز کتاب به درج نتایج حاصل از این مستند داستان‌گونه پرداخته نتایج و دستاوردهایی چون ذکر موارد زیر پرداخته: از میان این 44 خانه حدود چهل درصدشان ثبت تاریخی شده اند و تا اندازه ای از گزند تخریب روزگار دورند. از بین خانه‌های ثبت شده تاریخی 22 درصد به شکل موزه در آمده‌اند، 58 درصد میراث داران مشاهیر میراث پدری و همسری را فروخته‌اند. همچنین از میان خانه‌هایی که ثبت تاریخی نشده‌اند 65 درصدشان تخریب شده و جز نامی ‌نامفهوم چیزی باقی نمانده است.

    مسجد جامعی در مقدمه اثر پیش رو اظهار داشته این اثر مخالف بعضی نگاشته‌ها که پیشینه خانه‌های ثروتمندان و تاریخ خانه‌های تهران را بررسی می‌کنند در ازای تبیین و پرداختن به عمارت الدوله‌ها به معرفی منازل اهالی ادب و هنر در تهران همت گماشته خانه‌هایی که آبروی خود را نه از خشت‌های بی‌جان که از نفس حق صاحبانشان توشه کردند.

    ظهیری در این اثر که نامزد دریافت هشتمین دوره جایزه ادبی بخش مستند نگاری جلال آل احمد نیز بوده با گزینش 44 چهره از 80 چهره شناخته شده فرهنگی کشورمان و یافتن نشانی محل سکونت ایشان با تبیین هر مورد، بانک اطلاعاتی جامعی از تهران و خانه‌های ارزشمند آن در اختیار خواننده نهاده است. وی اذعان داشته برای جلوگیری از اطاله کلام، 36 مورد از تعداد کل خانه‌های منتخب از بحث و شرح دور مانده که احتمالا این 36 خانه دعوت‌گر نویسنده برای نگارش جلد دوم از این اثر ارزشمند است.

    ظهیری در آغاز اثر این چنین نگاشته:

    آنچه پیش‌رو دارید مجموعه‌ای از برش‌های روزنامه‌نگارانه است. گزارش‌های میدانی با هدف یافتن خانه و رد پای مشاهیر در پایتخت و ثبت حضورشان در محله‌های تهران. با توجه به فرصت اندک و سرعت انتشار روزنامه، گزارش هر خانه باید به فاصله چند روز آماده و منتشر می‌شد. سعی‌ام بر آن بود برای مستند بودن ابتدا وارثان هر خانه را بیابم و نشانی خانه‌ها را از آن‌ها بگیرم. برای پیدا کردنشان به شهرهای مختلفی زنگ زدم، از تهران تا یزد، از یزد تا کرمان، از کرمان تا اردبیل، از اردبیل تا ویرجینیا، از ویرجینیا تا برلین و از برلین تا کالیفرنیا....

    در قسمت‌هایی از "آمدیم، خانه نبودید" چنین می‌خوانیم:

    اتاق و خانه جلال در تاریک و سایه بازی خورشید بوی مشاهیر چهل سال پیش می‌دهد. توی این اتاق می‌شود رد نگاه‌های بزرگان ادب ایران را، جای پای نیما یوشیج، پیرمرد همسایه، که چشم این خانه بود. به اذن سیمین خانم روی مبل می نشینم. انگار صدایش می‌آید از نامه‌‌ای که به جلال نوشته بود:« اولا نقشه خانه رسید. خیلی نقشه عالی و خوب و جامعی بود و مخصوصا نماها با آن سنگ های سبز و آجرهای قرمز و...» خانه جلال در تجریش، کوچه رفعت، نبش بیژن قرار دارد. روی دیوار آجری قرمز رنگ نوشته شده است: ارض. آجرهای دیوار کوچه هنوز رنگ و لعاب دارند و در چوبی سبز سیدی انگار تازگی ها رنگ شده است. جلال وقتی کار اسکلت خانه تمام می‌شود، برای زنش که حالا صدای واکرش می‌آید می‌نویسد:«دم در ورودی که درش گذاشته شد، به دست مبارک خودم، عزیز دل، نمی‌‌دانم چرا یکهو به یاد این شعر نیما افتادم که می‌گوید: نازک آرای تن ساق گلی/ که به جان کشتم و به جان دادمش آب/ ای دریغا به برم می‌شکند«.

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید