ساربوک

کودتا

  • نویسنده: یرواندآبراهامیان
  • مترجم: محمدابراهیم فتاحی
  • ناشر: نشرنی
  • شابک: 9789641853428
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 24,000 تومان
معرفی کوتاه
عمده‌ی بحث کتاب بررسی بحران ۲۸ ماهه‌ای است که از تصویب قانون ملی‌کردن نفت در اسفند ۱۳۲۹ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، جریان داشت و در ضمن این بررسی، در پرتو اسناد و مدارکی که ظرف سال‌های اخیر از طبقه‌بندی خارج شده است برخی از زوایای تاریک این بحران را که تبلیغات گسترده و سرسام‌آور انگلیس و امریکا سال‌ها بر آن‌ها سایه انداخته بود افشا و در آن‌ها بازنگری می‌کند.
موجود
  • نویسنده
    یرواندآبراهامیان
  • مترجم
    محمدابراهیم فتاحی
  • ناشر
    نشرنی
  • شابک
    9789641853428
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    93
  • نوبت چاپ
    4

به راستی کودتای ۲۸ مرداد چرا رخ داد؟ آیا این کودتا به خاطر درگیری ابرقدرت‌های وقت ناگزیر بود؟ آیا واقعا هراس غرب از نفوذ کمونیسم در ایران باعث آن شد؟ آیا مصدق با برخی اشتباهات راهبردی مثلا در تعامل با آمریکا و کوتاه نیامدن از برخی مواضع، و به زبان ساده لج‌بازی در برخی زمینه‌ها هم به نوعی مقصر بود؟ یا اینکه آن طور که «مصدقی‌»ها می‌گویند او صرفا پیر خیراندیشی بود که نمی‌خواست در برابر جبر زمانه، سر فرود آورد؟

در این میان اگر به رابطه دولت مصدق با جناح مذهبی و حزب توده نزدیک شویم، موضوع بسی بغرنج‌تر می‌شود، طوری که سخن گفتن دشوار می‌شود!

جایگاه مردم در این میان چه بود؟ چه چیز باعث می‌شود که مردم ایران علیرغم شور زیاد در مقاطع حساس و تعیین‌کننده تاریخی، استمرار لازم را نداشته باشند؟ آیا مردم ایران همیشه به رهبرانی نیاز دارند که بتوانند به آنها جهت دهند و به جایشان فکر کنند؟ چه چیز باعث سردی و تردیدهای تاریخی مردم ایران می‌شود؟

چطور شد که کودتای ۲۸ مرداد، عملا یکی از کم‌هزینه‌ترین کودتاهای انجام شده غرب از آب درآمد و بدون مقاومت چندانی از سوی مردم و در تضاد کامل با حماسه سی تیر سال ۱۳۳۱، عملی شد.

عمده‌ی بحث کتاب بررسی بحران ۲۸ ماهه‌ای است که از تصویب قانون ملی‌کردن نفت در اسفند ۱۳۲۹ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، جریان داشت و در ضمن این بررسی، در پرتو اسناد و مدارکی که ظرف سال‌های اخیر از طبقه‌بندی خارج شده است برخی از زوایای تاریک این بحران را که تبلیغات گسترده و سرسام‌آور انگلیس و امریکا سال‌ها بر آن‌ها سایه انداخته بود افشا و در آن‌ها بازنگری می‌کند. ازجمله‌ی این موارد، دلایل شکست مذاکراتی است که طی این ۲۸ ماه بین طرفین صورت گرفت. انگلیس و ایالات متحد در عرصه‌ی عمومی و درظاهر همواره ادعا می‌کردند که آن‌ها ملی‌شدن نفت را پذیرفته‌اند و این، یکدندگی، کج‌فهمی و خصوصیات روحی و روانی مصدق و ایرانی‌هاست که مانع رسیدن به یک توافق عادلانه در این زمینه می‌شود. اما به‌ویژه پس از انتخابات بریتانیا در آبان‌ماه ۱۳۳۰ که در آن حزب محافظه‌کار به قدرت رسید و چرچیل، نخست‌وزیر و ایدن، وزیر خارجه‌ی بریتانیا شد، استراتژی قطعی انگلیسی‌ها و امریکایی‌ها که ـ زیر فشار سایر کمپانی‌های بزرگ نفتی امریکا ـ با آن‌ها همراه شدند، این بود که مطلقاً با مصدق مذاکره نکنند و ابتدا برای برکناری مصدق ـ به‌وسیله‌ی شاه یا مجلس ـ اقدام و پس از آن با جانشین او که قرار بود قوام یا سیدضیاء باشد مذاکره و مسئله را به شیوه‌ی مطلوب خود حل‌وفصل کند؛ زیرا عوامل و نیروهای دست‌نشانده‌ی آن‌ها در ایران پیوسته به آن‌ها اطمینان می‌دادند که مصدق با مخالفت فزاینده‌ای روبه‌رو است و به‌زودی سقوط خواهد کرد. تبلیغات موذیانه‌ی بریتانیا و ایالات متحد در این زمینه که آن‌ها ملی‌شدن را پذیرفته‌اند و خواهان سازش هستند اما «کلّه‌شقی»، «خصوصیات روان‌شناختی» و «عقده‌ی شهادت شیعی» مصدق مانع رسیدن به توافق است به حدی گسترده بود که رگه‌هایی از آن حتی در نوشته‌های برخی کسانی هم که با همدلی و همراهی نسبت به جنبش ملی‌کردن نفت و مصدق چیزی نوشته‌اند ـ مانند گازیوروسکی، استفن کینزر و غیره ـ راه یافته است.

ناشر این اثر در معرفی این کتاب می‌نویسد: «مروری تاریخی و بسیار مهم از رویدادی سرنوشت‌ساز… نویسنده در این اثر به صورتی عالمانه نشان می‌دهد که کودتای ۲۸ مرداد بیش‌تر در مخالفت سرسختانه آمریکا و انگلیس با «کنترل منابع نفتی» توسط ایران ریشه داشت تا «لجاجت» دولت ایران یا «الزامات جنگ سرد».»

ناشر همچنین به نقل از استاد خارجی آورده است: «رشید خالدی، استاد مطالعات عرب دانشگاه کلمبیا؛ کودتای آمریکایی انگلیسی سال ۱۳۳۲، رویدادی اساسی در تاریخ ایران مدرن است… این بررسی تازه به همراه درکی عمیق و پژوهشی بی‌نقص، به شکلی مستدل نشان می‌دهد که بررسی‌های پیشین موجود چندان مطمئن نیستند.»

نویسنده هدف خود را از تالیف این کتاب با وجود این همه نوشته درباره‌ کودتای ۲۸ مرداد، این‌چنین می‌نویسد: «هدف این کتاب به چالش‌کشیدن دو موضوع جداگانه‌ی مطرح‌شده در آثار قبلی در این باره است. یکی ادعای حسن نیت بریتانیا در مذاکرات نفتی با دولت مصدق و ادعای تلاش آمریکا برای ایفای نقش به عنوان یک میانجی صادق صلح و تلاش برای ناتوان نشان‌دادن مصدق از رسیدن به یک مصالحه، به دلیل لجاجت شخصی او و دیگری به چالش کشیدن این تعبیر است که کودتا صرفا در مقوله‌ی جنگ سرد بود و ربط چندانی به منافع نفتی ایران و تسلط بر آن توسط قدرت‌های بزرگ غربی نداشت.»

این کتاب بر خلاف ادعاهای دیگران «تلاش می‌کند تا جایگاه کودتا را مشخصا و در درون مناقشه‌ی میان امپریالیسم و ملی‌گرایی، بین جهان اول و جهان سوم، بین شمال و جنوب و میان اقتصادهای صنعتی توسعه‌یافته و کشورهای توسعه‌نیافته‌ متکی به صادرات مواد خام، شناسایی کند.» نویسنده تاکید دارد که «با وجود به کاربردن زبان جنگ سرد و ادعای تلاش برای کنترل نفوذ کمونیسم در منطقه‌ خاورمیانه، این موضوع هرگز نمی‌توانست توجیهی برای اقدام نظامی و انجام کودتا در ایران تلقی شود.»

از آن‌جا که موضوع مورد مناقشه در این میان نفت است، کتاب حاضر چنین استدلال می‌کند که ایالات متحده آمریکا نیز به اندازه بریتانیا در این بحران سرمایه‌گذاری کرده بود. بنابراین، علت مشارکت آمریکا در کودتا صرفا خطر توسعه کمونیسم نبود، بلکه مساله تبعاتی مطرح بود که ملی شدن نفت می‌توانست بر مناطقی به دوردستی اندونزی و آمریکای جنوبی و خلیج فارس به جا بگذارد. کنترل تولید نفت که در اختیار شرکت‌های غربی بود، در اوایل دهه ۱۹۷۰/۱۳۵۰ به دولت‌های بومی واگذار شد اما چنین زیانی در اوایل دهه ۱۹۵۰/۱۳۳۰ امری کاملا غیرقابل پذیرش بود.

به اعتقاد آبراهامیان، ملی‌کردن صنعت نفت ایران بر سر «کنترل» بود و شرایط «مناقشه بر سر همه یا هیچ» را برای طرفین ایجاد کرد. به باور نویسنده، برای مصدق و ایران مساله‌ «حاکمیت و استقلال ملی» مطرح بود و برای شرکت نفت و بریتانیا، ملی شدن نفت ایران، درست برعکس و علیه منافع ملی و حاکمیت و کنترل بریتانیا بر منطقه ارزیابی می‌شد و از این جهت، قدرت مانور طرفین ماجرا بسیار محدود بود.

نویسنده در جایی از کتاب می‌نویسد: «آمریکا در ابتدا تصمیم داشت که وارد این دعوا نشود. آمریکا حتی بریتانیا را به پذیرش ملی‌شدن نفت ترغیب کرد، تلاش‌هایی صورت داد تا مناقشه از راه مذاکره حل و فصل شود و بریتانیا را از حمله به ایران منصرف کرد. آمریکا این موضع بی‌طرفانه را تا پایان دوره ریاست جمهوری ترومن در ژانویه ۱۹۵۳ دی‌ماه ۱۳۳۱ حفظ کرد، اما آن موقع دیگر بسیاری از مقامات امریکایی به این نتیجه رسیده بودند که سرپیچی مصدق از رسیدن به توافق در مناقشه نفتی، دارد نوعی بی ثباتی سیاسی ایجاد می‌کند که ایران را در معرض خطر سقوط به ورطه کمونیسم قرار می‌دهد.»

کتاب حاضر چنین استدلال می‌کند که ایالات متحده آمریکا و بریتانیا برای توجیه کودتا از زبان جنگ سرد گفتمان مسلط زمانه استفاده کردند، اما نگرانی عمده آن‌ها تهدید کمونیسم نبود بلکه آن‌ها بیشتر به پیامدهای ملی شدن نفت در سراسر جهان توجه داشتند. دقیقا به همین دلیل بوده که بسیاری از ایرانیان، مصدق را تحسین می‌کردند و می‌کنند.

آبراهامیان در بخشی از کتاب می‌نویسد: «دیرپاترین تاثیر کودتا، اثرگذاری آن بر حافظه جمعی(مردم ایران) بود. این اقدام نه تنها نگاه پارانوئید(توطئه‌اندیشانه) غالب در فرهنگ سیاسی را تشدید کرد بلکه آمریکا را نیز به این تصویر افزود.»

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید