ساربوک

بانوی میزبان

  • نویسنده: فیودورداستایفسکی
  • مترجم: سروش حبیبی
  • ناشر: ماهی
  • شابک: 9789642090983
  • قطع: جیبی
  • قیمت: 5,000 تومان
این محصول موجود نیست
معرفی کوتاه
کتاب «بانوی میزبان» اثر نویسنده شهیر روس، فیودو داستایفسکی است. این اثر که در رده رمان‌ های کوتاه نویسنده قرار می‌گیرد،در سال 1847 میلادی به نگارش درآمده است و داستان جوانی گوشه‌ گیر به نام اُردینُف را روایت می‌کند که چندان به معاشرت با دیگران خوی نگرفته است؛ او به اجبار در جستجوی محلی جدید برای زندگی با زنی زیبا به نام کاترینا آشنا می‌شود و به عنوان مستاجر در خانه او اقامت می‌کند. اُردینُف که در افسردگی شدید به سر می‌برد دل به کاترینا می‌بازد و این ماجرا زندگی وی را در مسیر حوادثی قرار می‌دهد.
ناموجود
  • نویسنده
    فیودورداستایفسکی
  • مترجم
    سروش حبیبی
  • ناشر
    ماهی
  • شابک
    9789642090983
  • قطع
    جیبی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    92
  • نوبت چاپ
    1

کتاب «بانوی میزبان» اثر نویسنده شهیر روس، فیودو داستایفسکی است. این اثر که در رده رمان‌ های کوتاه نویسنده قرار می‌گیرد،در سال 1847 میلادی به نگارش درآمده است و داستان جوانی گوشه‌ گیر به نام اُردینُف را روایت می‌کند که چندان به معاشرت با دیگران خوی نگرفته است؛ او به اجبار در جستجوی محلی جدید برای زندگی با زنی زیبا به نام کاترینا آشنا می‌شود و به عنوان مستاجر در خانه او اقامت می‌کند. اُردینُف که در افسردگی شدید به سر می‌برد دل به کاترینا می‌بازد و این ماجرا زندگی وی را در مسیر حوادثی قرار می‌دهد.

این رمان پیش از انقلاب اسلامی با عنوان «خانم صاحبخانه» و ترجمه پرویز داریوش (انتشارات نگاه) به طبع رسیده است اما تسلط کم‌ نظیر دکتر سروش حبیبی در ترجمه آثار نویسندگان شاخص دنیا (به ویژه نویسندگان روس) و ترجمه این آثار از زبان اول (روسی)، خواندن این رمان ارزشمند را به تجربه‌ای بی‌نظیر مبدل خواهد نمود. این اثر همچون بسیار از آثار داستایفسکی از زندگی خود این نویسنده الهام می‌گیرد و در واقع آن را می‌توان حدیث نفسی از نویسنده در روزگار جوانی به حساب آورد.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: «از آنچه بر سرش آمده بود به هیچ کس چیزی نمی‌گفت. اما گاهی، خاصه در غروب، در ساعتی که آوای ناقوس کلیسا زمانی را به یادش می‌آورد که احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش انداخته بود، در جان جاودانه مجروحش طوفانی برمی‌خاست. آن وقت روحش به لرزه می‌افتاد و درد عشق باز در دلش شعله‌ور می‌شد و سینه‌اش را به آتش می‌کشید. تنها و افسرده به آرامی اشک می‌ ریخت و زیر لب زمزمه می‌کرد: کاترینای من، کبوتر بی‌ همتایم».

این رمان که در کارنامه نویسنده کمتر شناخته شده و در ایران نیز برای قشر کتابخوان مهجور مانده است با قلم معجزه‌ گر داستایفسکی و ترجمه دکتر سروش حبیبی، ضیافتی پر از احساس، رویا و تفکر را برای مخاطب داستان فراهم می‌کند که برای سال‌ها در ذهن او جا خوش خواهد کرد.

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید