ساربوک

میرا

  • نویسنده: کریستوفرفرانک
  • مترجم: لیلی گلستان
  • ناشر: بازتاب نگار
  • شابک: 9789648223095
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 7,000 تومان
معرفی کوتاه
«میرا»، نوشته‌ی کریستوفر فرانک و ترجمه‌ی لیلی گلستان، یک داستان بلند فرانسوی است که در ژانر علمی تخیلی، با عقاید سورئالیستی آمیخته شده است. عقاید و تفکراتی واقعی که با در کنار هم قرار گرفتن، رفتارهایی نامعقول را نمایان می سازد. زمان داستان نامشخص است اما جغرافیای آن به خوبی توصیف شده است: «یک دشت بیکران که سراسر آن با قیر پوشانده شده ‌و روزهایی که هوا گرم است ابر سیاهی سطح آن را می‌پوشاند.»
ناموجود
  • نویسنده
    کریستوفرفرانک
  • مترجم
    لیلی گلستان
  • ناشر
    بازتاب نگار
  • شابک
    9789648223095
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    85
  • نوبت چاپ
    5

«میرا»، نوشته‌ی کریستوفر فرانک و ترجمه‌ی لیلی گلستان، یک داستان بلند فرانسوی است که در ژانر علمی تخیلی، با عقاید سورئالیستی آمیخته شده است. عقاید و تفکراتی واقعی که با در کنار هم قرار گرفتن، رفتارهایی نامعقول را نمایان می سازد. شعارهایی چون: «بدی در تاریکی خفته است»، باعث شده که شهر زیر نور چراغ ها همواره روشن بماند، خانه ها از شیشه باشند و فضایی عاری از هرگونه حریم شخصی برای افراد جامعه را به وجود آورد. زمان داستان نامشخص است اما جغرافیای آن به خوبی توصیف شده است: «یک دشت بیکران که سراسر آن با قیر پوشانده شده ‌و روزهایی که هوا گرم است ابر سیاهی سطح آن را می‌پوشاند.»

داستان با شعارهایش پیش می رود. شعارهایی که مردم را رهبری می کند و ذهن همگان را به سوی یک عقیده سوق می دهد: «جامعه بر فرد برتری دارد». در این جامعه، مردم سرنوشت خود را تعیین نمی کنند، تصمیم نمی گیرند! دولت تعیین می کند شغل ها چه باشند، افراد با چه کسی زندگی کنند و لبخند بزنند حتی اگر غمگین باشند. عشق افراد باید به جامعه باشد نه به شخص یا هدفی منفرد. آیا کسی که در این جامعه زندگی می کند قادر به فکر کردن نیست؟ عاشق نمی شود؟ اگر این گونه عمل نکند باید اصلاح شود و نقابی بر چهره‌ی او می گذارند که تا آخر عمر لبخند بزند. شخصیت اصلی داستان، انسانی در دل این جامعه است. قوانین را می داند اما تنشی درونی او را از عمل کردن به آن ها باز می دارد. او خود را بیماری می پندارد که توان رفتار کردن مطابق جمع را ندارد. به خودش اهمیت می دهد، فکر می کند، عاشق  می شود و می نویسد. از درون می نویسد، از احساسات و رفتار نامتعارفش، و می داند که جرم بزرگی مرتکب شده و سعی در مخفی کردن آن دارد. تلاش او برای ماندن است چرا که چیزی برای از دست دادن به وجود آمده است؛ عشق میرا!...!

بخشی از کتاب: «نشانه تازه‌ای از بیماریم را کشف کرده‌ام: چیزی را که ستایش می‌کنم، دوست دارم؛ و حال آنکه فرد سالم چیزی را که تحقیر می‌کند، دوست دارد. یا بهتر بگویم: فرد سالم تحقیر نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند متوجه عیبی بشود و همین عیب عشقش را باعث می‌شود. برای فرد سالم دوست داشتن خوبی‌های دیگری دلیل عشق نیست؛ بلکه دوست داشتن عیوب دیگری بزرگترین دلیل عشق است.»

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید