ساربوک

چراغ هارامن خاموش می کنم

  • نویسنده: زویاپیرزاد
  • مترجم:
  • ناشر: نشرمرکز
  • شابک: 9789643056568
  • قطع: رقعی
  • قیمت: 22,500 تومان
معرفی کوتاه
زویا پیرزاد در این رمان روزمرگی‌ها و دلتنگی‌های زنی ساده را چنان با زیبایی و ظرافت نقل می‌کند که با وجود ریتم کند و آهسته، تکرار روزها برای خواننده کسالت‌آور نمی‌شود. این داستان علاوه بر زبان شیوا و خط سیر گیرایی که دارد، شاید از این حیث نیز بسیار حائز ارزش است که حکایت قشر بزرگی از زنان این سرزمین را بازگو می‌کند.
موجود
  • نویسنده
    زویاپیرزاد
  • مترجم
  • ناشر
    نشرمرکز
  • شابک
    9789643056568
  • قطع
    رقعی
  • نوع جلد
    شمیز
  • سال چاپ
    95
  • نوبت چاپ
    67

کلاریس زن خانه‌داری از یک خانواده‌ی ارمنی است که در دهه‌ی 40 در آبادان و در خانه‌های سازمانی شرکت نفت زندگی می‌کنند. او که خود راوی این داستان است صاحب سه فرزند به نام‌های آرمن، آرمینه و آرسینه و همسر مردی به نام آرتوش است. کلاریس مانند بسیاری از زنان ایرانی سرگرم خانه‌داری و همسرداری است و به مرور زمان در روزمرگی و تکرار غرق شده است، آنقدر که گاهی خودش هم وجود خود را فراموش می‌کند! اما روزهای تکراری او با آمدن خانواده‌ی سیمونیان به همسایگی آن‌ها دستخوش تلاطم می‌شود.

کلاریس با وجود آن‌که تمام روز را مشغول بچه‌ها، همسر، دوستان و نزدیکان خود است احساس تنهایی می‌کند. آمدن امیل، بیوه مردی که به تازگی همسایه‌ی آن‌ها شده است و رفتار متفاوتش با کلاریس توجه او را به خودش و علایقش جلب می‌کند. کلاریس رفته رفته متوجه علاقه‌ای می‌شود که نسبت به امیل دارد. هرچند این علاقه را ابراز نمی‌کند اما هر وقت حرفی از امیل به میان می‌آید، حالش عوض می‌شود و قلبش تندتر می‌زند، و زمانی که زنی به امیل نزدیک می‌شود حسادت زنانه در وجودش غلیان می‌کند. در این میان پیدا شدن رقیبی برای کلاریس او را آشفته می‌کند، اما فرصتی نیز برای فکر کردن و تصمیم گرفتن در اختیار او قرار می‌دهد.

این حادثه‌ی گذرا تلنگری می‌شود برای آن‌که کلاریس اندکی نیز به خودش بیندیشد و دریچه‌ی تازه‌ای در زندگی او می‌گشاید تا علی‌رغم زندگی روزمره زمانی را به خودش و علایقش اختصاص دهد.

زویا پیرزاد در این رمان روزمرگی‌ها و دلتنگی‌های زنی ساده را چنان با زیبایی و ظرافت نقل می‌کند که با وجود ریتم کند و آهسته، تکرار روزها برای خواننده کسالت‌آور نمی‌شود. این داستان علاوه بر زبان شیوا و خط سیر گیرایی که دارد، شاید از این حیث نیز بسیار حائز ارزش است که حکایت قشر بزرگی از زنان این سرزمین را بازگو می‌کند.

نظری تاکنون ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید.
دیدگاه خود را بنویسید
جهت ارسال دیدگاه وارد شوید



درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید