ساربوک

مشروح خبر

برگزاری جشن امضا و معرفی کتاب دیدار در کوالالامپور

خبرنگار: محیا باقری

جشن امضا و معرفی کتاب دیدار در کوالالامپور با حضور نویسنده این اثر، ناصر قلمکاری، منتقد این اثر، عطیه راد، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان، مصطفی جوادی و جمعی از اساتید و فرهنگیان و اعضای فروشگاه ساربوک در تاریخ 96/8/24 برگزار شد.

ناصر قلمکاری پس از معرفی خود، اولین رمان خود را با عنوان گذر از هزار تو که در سال 1383 توسط  انتشارات نگاه منتشر گردید، نام برد.

به گفته وی در میان دو رمان اول و دوم خود که تا به حال منتشر گشته، چندین رمان دیگر نیز توسط او به رشته تحریر درآمده اما تا به حال مجوز چاپ پیدا نکرده است.

قلمکاری  در رابطه با سوژه کار نیز گفت: من سوژه ای یک خطی داشتم با مضمون آقایی موفق در بورس که به دلیل آشنایی با خانمی که قصد مهاجرت دارد، به مخاطراتی می افتد. همچنین پس از دیدن یک آگهی در رابطه با عدم پذیرش ایرانیان در کشورهای دیگر، احساس کردم که این سوژه نیاز به فعالیت بیشتر دارد و در ادامه با پیشرفت نگارش رمان،  این موضوع بیشتر فضای اثر را دربرگرفت.

او در رابطه با نگارش رمان افزود: برای نوشتن این رمان نمی توانستم از تخیل خود استفاده کنم و نیازمند تحقیق و جستجوی بیشتر بود و در روند پیشرفت این اثر نیز وادار به تحقیقات میدانی بسیاری در رابطه با مهاجران غیر قانونی شدم و همین موضوع نیز سبب شد تا این قسمت از رمان تاثیر گذاری بیشتری داشته باشد.

ناصر قلمکاری با بیان این موضوع که نویسنده لزوما رسالتی ندارد، گفت: ممکن است سوژه ای پیش پاافتاده توسط نویسنده به قدری جذاب نوشته شود که مخاطب بسیاری را مجذوب خود نماید. هدف من از نوشتن این اثر بیان تحقیرها و سختی هایی که مهاجران غیر قانونی را تهدید می کند، بوده و تا به حال اثری در این رابطه نوشته نشده است.

وی در نهایت افزود: سوژه ها بسیار وسیع تر از موضوعاتی است که در رمان های معمول نوشته می شود و هدف من از نگارش این اثر بیان این موضوع بوده است.

عطیه راد نیز در ابتدا پس از توضیح کلی در رابطه با داستان افزود: این داستان بسیار روان نوشته شده و به بیان شرایط جهنم گونه مهاجرت غیر قانونی به استرالیا می پردازد. از دیگر ویژگی های داستان نیز می توان به پرش زمانی و مکانی در هر فصل آن اشاره کرد.

وی در ادامه گفت: روان نویسی و مستند نویسی توسط نویسنده در این داستان، تا حدودی ممکن است که داستان را به سمت سطحی نویسی پیش برده باشد و تلاشی جهت خلق صحنه های ناب و عمیق نشده است در حالی که  به نظر می رسد که داستان این پتانسیل را داراست.

او در رابطه با سوژه داستان نیز گفت: استعاره سفر با چند مفهوم بسیار آشنا به نام های مبدا، مقصد، مسیر و کسی که سفر می کند با ذهن مخاطب بسیار آشناست و نویسنده در این اثر بیشتر به مفهوم مسیر پرداخته اما مفهمومی که بسیاری از نویسندگان به صورت موازی همراه با سفر به آن می پردازند، مفهموم غریبه و اتفاقات غیرمعمول یا غیر قابل پیش بینی و غریب است که پتانسیل دیگری جهت رساندن مضمون ذهنی نویسنده بوده و در آنجا عنصر تخیل است که به کمک نویسنده می شتابد که در این اثر به این موضوع پرداخته نشده است.

راد در ادامه افزود: رمان دیدار در کوالالامپور بسیار روان و خوشخوان است و این دو رمان در کارنامه کاری نویسنده، شروعی است برای کارهای بهتر و قوی تر در آینده اما  قابل ذکر است که شخصیت بهداد کیانی در این اثر به عنوان اصلی ترین شخصیت این رمان، شناخته شده نیست و شخصیتی سطحی دارد در صورتی که سوژه داستان بسیار مهم و عالی است.

قلمکاری در ادامه افزود: نقد روشن و واضح بوده و طبق صحبت های پیشین من با اصغر فرهادی و نظر ایشان در این رابطه، پاسخ دادن من به تک تک انتقادات کاری بیهوده است.

او در ادامه در رابطه با شخصیت بهداد کیانی گفت: ادبیات داستانی ما مملو از شخصیت های نخبه، شبه روشنفکر و عجیب و غریب است اما در داستان من به اتفاق شخصیت بهداد کیانی بسیار سطحی است و شخصیت دانشمند و شبه روشن فکر و فهمیده ندارد و در کل قرار بر این بوده که این شخصیت  سطحی باشد و این جزئی از اشکالات نگارنده نیست.

قلمکاری در ادامه در پاسخ به سوالات و انتقادات حضار مبنی بر پایان باز بودن رمان و نیاز به پیچیدگی بیشتر داستان، گفت:

به نقل قول از شهسواری تا قبل از قرن بیستم داستان ها توسط اقشار مختلف خوانده شده و لذت بخش نیز بوده است اما پس از آن داستان ها به گونه ای نوشته شده که توسط تمامی اقشار درک نمی شود. من به عنوان یک نویسنده بر آن دسته از داستان هایی معتقد هستم که علاوه بر درک داستان توسط نخبگان جامعه، عوام نیز بتوانند از آن لذت ببرند و پیچیدگی های بی مورد را از داستان حذف کنم. به عقیده من داستان نیاز به روایتی پیچیده ندارد و خوانندگان ما باید خواندن ادبیات داستانی را از ادبیات قبل از قرن بیستم آغاز کرده و سپس به داستان های بعد از قرن بیستم بپردازند.

ناصر قلمکاری در پایان پس از بیان این موضوع که رمان فارسی در ایران مهجور مانده و به رمان های ترجمه توجه بیشتری می شود، گفت: این دعوت به لحاظ اهمیت نهادن بر خود اثر، برای من بسیار ارزشمند است و حتی در تهران نیز برگزاری این جلسات به این صورت شکل نمی گیرد. امید است این جلسه آغازی باشد تا در آینده شاهد برگزاری جلسات بیشتری در این زمینه باشیم تا خستگی دوستان نویسنده را نیز برطرف نماید.



http://sarbook.ir/post

دیدگاه خود را بنویسید

جهت ارسال دیدگاه وارد شوید

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید