ساربوک

مشروح خبر

خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشریت

در متن سخنرانی «پدر، مادر ما متهمیم» از علی شریعتی می‌خوانیم: «بیشعوری هم خود جرم است، جرمی به اندازه‌ی بی‌شرفی! به هر حال هر دو آفت‌اند!»

«این کتاب درباره بیشعوری در دوره معاصر است. بله، بیشعوری! و تأثیر عمیقی که بیشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال این‌ها در دنیای معاصر می‌گذارند. به نظر نویسنده، بیشعورها احمق نیستند، اتفاقاً بیشتر آن‌ها نابغه‌اند؛ اما نابغه‌هایی خودخواه، مردم‌آزار، با اعتماد به نفس بالا و البته وقیح که نتیجه تیزبازی‌هایشان در نهایت به ضرر خودشان و اطرافیان‌شان می‌شود.
نویسنده با شوخ طبعی و یک عالمه ماجراهای ساختگی (اما در واقع بسیار شبیه به اتفاقاتی که هر روز دور و بر ما می‌افتد) نظریه من‌درآوردی خودش را مطرح می‌کند: بیشعوری یک بیماری مسری است و دارد دنیا را تهدید می‌کند! باید کاری کرد و الا بیشعورها دنیا را نابود می‌کنند.» این عبارت پشت جلد کتاب «بیشعوری» اثر خاویر کرمنت نوشته شده است که علی‌رغم آن‌که به سختی در ایران مجوز چاپ گرفت، بسیار مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته است.

نویسنده‌ی این کتاب بیشعوری را یک بیماری می‌داند که مانند تمام بیماری‌ها برای پیشگیری و درمانش باید آن را درست شناخت. این بیماری خطرناک‌ترین عارضه‌ی کل تاریخ بشریت است. بیشعوری حماقت نیست. خودخواهی، وقاحت و تعرض آگاهانه به حقوق دیگران که بن‌مایه‌های بیشعوری است بیشتر از سوی کسانی اعمال می‌شود که از نظر هوش، معلومات، موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی، اگر بهتر از عموم مردم نباشند، بدتر نیستند.

از دید این کتاب، در طول تاریخ، مسببان بیشترین آسیب‌هایی که بشریت متحمل شده است آدم‌های بی‌شعور هستند و نه آدم‌های نادان؛ و این واقعیتی دردناک است. خاویر کرمنت این واقعیت دردناک را موضوع کتابی طنزآمیز قرار داده است که به گفته‌ی خودش در ابتدای کتاب، هیچ یک از وقایع و نام‌های آمده در متن کتاب واقعی نیست.

نویسنده بیشعوری را نوعی اعتیاد می‌داند مثل سایر اعتیادها به مواد مخدر، الکل یا... که اثرات زیان‌بار آن دامن‌گیر خود شخص و اجتماعی می‌شود که او درآن زندگی می‌کند. او بدترین خصوصیت این اعتیاد را این امر می‌داند که بیشعورها ذره‌ای هم از بیشعوری خود آگاه نیستند.

به این دلیل که آشکار کردن ضعف‌ها و اشتباهات خود، برای هیچ کس کار آسانی نیست، فرد ممکن است از پذیرش بیشعوری در رفتار اجتماعی خود سر باز بزند. اما به هر روی، هیچ گاه برای تشخیص نشانه‌های بیشعوری خیلی زود یا خیلی دیر نیست؛ و همین‌طور برای شناخت عادات بد و اصلاح آن‌ها.

خاویر کرمنت، در مقدمه‌ی کتاب نقل می‌کند که چگونه تا چهل‌سالگی کوچکترین نشانه‌ای از بیشعوری خود احساس نکرده است. او رفتار خود و برخورد دیگران با خودش را در این دوره بررسی می‌کند. دوره‌ای که شواهد حاکی از این است که او پزشکی موفق، و با عزت نفس است. ماجرای سرکشی پسرش و تحصیل در رشته‌ای خلاف میل پدر، و پس از آن تأیید بقیه‌ی خانواده در کمال بهت خاویر کرمنت،  موجب ایجاد حس درماندگی در او می‌شود و در نهایت مجبور می‌شود بپذیرد به کمک شخص دیگری نیاز دارد!

در پی مشاوره با دوست روانشناس‌اش هنوز در پی این است که بداند چه بر سر خانواده‌اش آمده است؟ و آیا آن‌ها مریض شده‌اند؟! و با پاسخی مواجه می‌شود که موجب عصبانیت و خشم او می‌شود؛ و پاسخ این است: «تو بیشعوری!»

به هر روی خاویر کرمنت پس از مدتی به این کشف شهودی دست می‌یابد که: «من بیشعورم!» و در صدد درمان بر می‌آید. پس از آن حرفه‌ی خود را رها می‌کند و مشغول درمان بیشعورها می‌شود! او معتقد است برای شروع درمان فقط به یک چیز نیاز است و آن هم شهامت توقف بیشعور بودن است؛ که البته مشکل‌ترین بخش ماجرا هم معمولاً همین است.

خاویر کرمنت معمتقد است ما امروز با این واقعیت تلخ مواجهیم که بوی گند بیشعوری از سراسر دنیای ما به مشام می‌رسد و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم، به فاجعه خواهد انجامید. فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را از فرط تکرار و عادت، احساس نکنیم.

یاور مشیرفر در نقدی بر این کتاب گفته است: «می‌بینید؟ خود کتاب بیشعوری تنها یک معیار به دست می‌دهد: انسان‌ها دو دسته‌اند، یا به بیشعوری خود معترف‌اند یا این که بیشعوری خود را انکار می‌کنند. در حالت اول خودشان می‌دانند بیشعورند و در حالت دوم نمی‌دانند بیشعورند. در هر دو حالت همه انسان‌ها، به جز نویسنده یا شخصی که در حال بررسی است، «بیشعور» هستند. خود نویسنده ارجح‌ترین شخص برای بررسی بیشعوری است، زیرا خودش زمانی بیشعور بوده و اکنون درمان شده است و بنابراین حق دارد اتهام بیشعوری را به همگان وارد کند و صد البته نتیجه بگیرد که همه انسان‌های روی زمین بیشعورند، احتمالاً غیر از خود ایشان.»

با توجه به تعریفی که نویسنده در ابتدای کتاب از شخصیت خود ارائه داده است به نظر می‌رسد پس از پی بردن به بیشعوری خود و درمان آن، هنوز ریشه‌هایی از تکبر در نوشته‌های او به چشم می‌خورد. جدای هر نوع قضاوتی درباره‌ی نویسنده، این اثر کتابی است که می‌تواند چشم ما را به رفتار خودمان باز کند و توجه ما را به عادات بدمان یا به قول نویسنده، بیشعوری‌مان جلب کند تا شاید با درمان این رفتارهای نادرست به ارتقای خود و جامعه‌‌ی خود کمک کنیم.

در صورتی که تمایل به تهیه این اثر دارید، می‌توانید با مراجعه به این صفحه آن را از فروشگاه کتاب ساربوک سفارش داده و درب منزل تحویل بگیرید.

 

نویسنده: کیانوش کارگر      



http://sarbook.ir/post

دیدگاه خود را بنویسید

جهت ارسال دیدگاه وارد شوید

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید