ساربوک

نویسنده هفته

جواد مجابی
جواد مجابی
  • به قلم مریم عسگری

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، پژوهشگر و منتقد ادبی و هنری معاصر ایران، 22 مهر ماه 1318 در شهر قزوین دیده به جهان گشود. در کودکی در کنار برادرش حسین مجابی نقاشی را آغاز کرد، و از 15 سالگی مشغول روزنامهنگاری شد. مجابی پس از گرفتن دیپلم در رشتهی حقوق وارد دانشگاه تهران شد و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دکتری اقتصاد در همین دانشگاه ادامه داد. او مدتی نیز در دانشکدهی هنرهای زیبا در رشتهی مجسمهسازی تحصیل کرده و در تمام طول زندگی خود به طراحی پرداخته است.

جواد مجابی سالهای 1340 تا 1357 در اداره دادگستری به عنوان کارمند و پس از آن ادارهی فرهنگ و هنر به عنوان کارشناس مشغول به کار بود. او همزمان با شغل اداری به روزنامهنگاری نیز میپرداخت و در طول سالهای 1347 تا 1358 دبیری بخش فرهنگی روزنامه اطلاعات، سردبیری دنیای سخن، همکاری با تکاپو، گردشگری، جنگ پیشتاز، جهان نو، خوشه، فردوسی، فعالیت در کانون نویسندگان ایران و همکاری با روزنامههای نیمه مستقل دهه 60 به بعد را در کارنامه دارد. در سال 1358 از کار اخراج شد و پس از آن عمر خود را صرف فرهنگ و هنر کرد.

مجابی از جمله طنزنویسان پرکار و بزرگ ایرانی، از زادگاه عبید زاکانی، دهخدا و نسیم شمال است. هر چند همهی آثار او قالب طنز ندارد اما در اغلب رمانهایش نیز میتوان خطی از طنز مشاهده کرد. هرچند عنوان طنزنویسی تعریف محدود شدهای از وی ارائه میکند؛ مجابی در عرصهی فرهنگ و ادب فعالیتهای گستردهای داشته و دارد؛ از طنز و روزنامهنگاری، تا شعر و داستان و پژوهش و نقد.

نخستین آثار طنز مجابی در سال 1346 در روزنامهی جهان نو چاپ شد. او هیچگاه به تریبونهای رایج طنز نپیوست و آثارش ابتدا در روزنامهها منتشر، و پس از آن به صورت کتاب روانهی بازار شد. از دیدگاه او طنز رسانهای است که از وضعیت جامعه، فقدان آزادی، عادتها، قالبها و رفتارها پرده برمیدارد. او در آثار طنز و حکایتهای کوچکی که راوی آن است در تلاش است خشم و خروشی را که نسبت به بی عدالتیها و حماقتهای جهانی و جهل رایج در جهان داریم، بازتاب دهد. وی در نوشتن طنز محدود به زمان و مکان نیست و حتی طنزپردازی چون عبید زاکانی را نیز سوژهی طنزپردازی خود میکند. مجابی بسیاری از آثار طنز خود را در قالب داستان کوتاه نوشته و گاهی نیز طنزهای مینیمال او به زبان شعر نزدیک شده است.

جواد مجابی از سال 1349 نویسندگی را به طور رسمی آغاز کرده و از دههی پنجاه به نوشتن داستان و رمان پرداخته است. تا کنون چندین مجموعه داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه و داستان کودکان در کارنامه دارد. در کنار این آثار او شعرهای خود را نیز در چندین مجموعه به چاپ رسانده است. یکی از ویژگیهای بارز در شعرهای او این است که روایت و داستانی در دل خود جای داده است. بسیاری از این شعرها را میتوان اجتماعی دانست؛ و در برخی از شعرهایش نیز، به ویژه در سالهای اخیر، ردپای تأملات فلسفی به روشنی دیده میشود.

علاوه بر اینها مجابی کارهای پژوهشی حائز اهمیت و ارزشی دارد، که از این میان میتوان به تحقیق دربارهی نوپردازان هنرهای تجسمی ایران، تاریخ تحلیلی زندگی و آثار نقاشان و مجسمه سازان پنجاه سال اخیر، پژوهش مفصلی در زمینهی تاریخ طنز در متون ادبی ایران، شناختنامهی شاملو و ساعدی و پژوهش در زمینهی هنرهای تجسمی اشاره کرد. بیشتر آثار مجابی در سالهای بعد از انقلاب منتشر شدهاند.

مجابی در سال 1354 جایزه فروغ را برای روزنامهنگاری، در سال 1382 جایزهی بیژن جلالی برای نقد و در سال 2008 جایزهی آرش جشنواره تیرگان در تورنتو را به خود اختصاص داد. او سفرهای متعددی نیز به دعوت جشنوارهها و مراکز فرهنگی کشورهای مختلف کرده است.

جواد مجابی در سال 1343 با آسیه جوادی (ناستین) ازدواج کرده و یک دختر و یک پسر دارد. او اکنون بیشتر وقت خود را در خانه به نوشتن میگذراند و این روزها به ویژه به شعر و طنز میپردازد.

  • آثار

مجموعه آثار مجابی در چندین دستهی مجزا میگنجند که به تفکیک در ادامه آمدهاند.

  • مجموعه شعر

فصلی برای تو

زوبینی برقلب پاییز

پرواز در مه

بر بام بم

پوپکانه

شیدائی‌ها

شعرهای من و پوپک

به نسیم صبح فردا

کلام غایب

خاطرات ماربی یا

ترانه‌های مجوسان

شاهین این زمستان

در گردش بیشه‌های تابستان

وطن روی کاغذ

شعر امروز خیابان

عاشقانه‌های جواد مجابی

سوار قطار فردا

روز جشن کلمات

شعر ۲۶

در این اتاق‌ها

سر بر خط عاشقی

گزینه اشعار جواد مجابی

هنوز ای وطن

من و پروانه‌ای سفید

دری به شاد خوئی

سفرهای ملاح رؤیا (۵ کتاب)

سال‌های شاعرانه (۳ کتاب)

شعر بلند تامل (۴ کتاب)

طنز:

یادداشت‌های آدم پرمدعا

آقای ذوزنقه

یادداشت‌های بدون تاریخ

شب نگاره‌ها

روایت عور

جونم واست بگه

بغل کردن دنیا

عین حبه نبات انتشارات چلچله

نیشخند ایرانی (۴ کتاب)

داستان کودکان:

پسرک چشم آبی

سیبو و سار کوچولو

پنیر بالای درخت

نرگس در آینه

کاشکی

پژوهش‌ها:

آینه بامداد

شناختنامه شاملو

سرآمدان هنر نو

گزیده ای از طرح های منوچهر معتبر

سخن در حلقه زنجیر

شناختنامه ساعدی

نگاه کاشف گستاخ

شکل نوشتنم هستم

نام‌ها بین سکوت و صدا

سایه دست

دویست نقاش و تندیسگر

اردشیر و شباهت‌های ناگزیر

شباهت‌های ناگزیر

فلزکاری در ایران

تصویرگری شاهنامه در ایران

تاریخ طنز ادبی ایران

پیشگامان نقاشی معاصر ایران

مقدمه نقاشی‌های حجت‌الله شکیبا

مقدمه یاد سبز (حاجی زاده)

مقدمه ایران سرزمین مهر

مقدمه نقاشی علی اکبر صادقی

مقدمه نقاشی پروانه اعتمادی

مقدمه نقاشی علیرضا اسپهبد

مقدمه شیرزن‌ها و خورشید خانم ژازه طباطبایی

مقدمه آثار پرویز تناولی

مقدمه آثار ژازه طباطبایی

نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران

داستان کوتاه:

من و ایوب و غروب

کتیبه

دیوساران

از دل به کاغذ

قصه روشن

باقی قصه‌هایم

رمانها:

شهر بندان

شب ملخ

مومیایی

باغ گمشده (فردوس مشرقی)

از قلعه تا سرحد (عبور از باغ قرمز)

عبید بازمی‌گردد

برج‌های خاموشی (بنفشه‌های سراشیب)

لطفاً درب را ببندید

در این هوا

در این تیمارخانه دنیا (در طویله دنیا)

نمایش‌نامه و فیلمنامه:

شبح سدوم

روزگار عقل سرخ

تابوت سازان

دیوانگان بر ساحل

ساتگین

دیوانگان بر ساحل

مهمان کش

جنایت پنهان (آماده)

سفرنامه

ای قوم به حج رفته

http://sarbook.ir/post

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید