ساربوک

نویسنده هفته

محمد قاضی
محمد قاضی
  • به قلم مریم عسکری

محمد قاضی از موفقترین مترجمان و شاعر به نام ایرانی است که آثار نویسندگان بزرگی از ادبیات جهان را به فارسی برگردانده و نقش به سزایی در آشنایی مردم این مرز و بوم با ادبیات دنیا داشته است.

محمد قاضی دوازدهم مرداد ماه 1392 در مهاباد کردستان چشم به جهان میگشاید. پدرش میرزا عبدالخالق قاضی امام جمعهی مهاباد و اهل سنت، و مادرش نیز متعصب و پایبند به آداب و رسوم آن زمان بوده است. او و خواهرش پس از فوت زودهنگام دو پسر به نام محمد و یک دختر دیگر به دنیا آمده بودند اما مدت زیادی رنگ آرامش و موهبت داشتن پدر و مادر را نچشیدند. زمانی که محمد قاضی حدود شش سال داشت، مهاباد عرصهی تاخت و تاز روسها و عثمانیها در جنگ جهانی اول بود. به سبب همین جنگ خانواده ناچار به مهاجرت میشود. در میانهی این کوچ اجباری پدر بیمار میشود و پس از چند روز فوت میکند. حدود دو سال بعد مادرش نیز ازدواج میکند و سرپرستی این دو کودک را پدربزرگ و مادربزرگ میپذیرند اما این دوران نیز ثباتی نمییابد و با فوت پدربزرگ و مادربزرگ به فاصلهی چند ماه، این خواهر و برادر هر یک تحت تکفل یکی از عموها قرار میگیرد. از ارث و میراث پدر نیز چیزی به آنها نمیرسد. به سبب حوادث مختلف در خانواده، محمد قاضی کودکی را در شرایط ثابتی نمیگذراند.

درس آموختن را ابتدا نزد ملای روستایی که مادرش زندگی میکرد و پس از آن در دبستان «سعادت» مهاباد آغاز میکند. اما به سبب آن که مهاباد مقاطع تحصیلی بالاتر را نداشته، با وجود آن که کلاس ششم را با معدلی نزدیک به بیست میگذراند، ناچار مدتی تحصیل را رها میکند. در این زمان گاه برای دوستان و میهمانان قاضی محکمه که در آن زمان نزد او زندگی میکرده داستان امیرحمزه یا امیرارسلان یا حسین کرد یا رستم میخوانده و گاهی شعر نیز میسروده است. وی با وجود آن که مدتی از تحصیل محروم میشود، به آموختن زبان فرانسه نزد عبدالرحمان گیو میپردازد. هرچند آن را هم به دلیل نداشتن امکانات در مرحلهای رها میکند اما موفق میشود با دادن امتحانی، برای آن گواهینامهای به امضای رئیس فرهنگ دریافت کند. به این صورت پایههای فن ترجمه در نهاد وی جای میگیرد.

محمد قاضی که راز پیشرفت و سامان گرفتن خود را تحصیل میدانسته، نامهنگاری با عمویش را که چندی بوده از آلمان بازگشته و در تهران ساکن شده بوده آغاز میکند و سرانجام به تهران میآید و در مدرسهی دارالفنون مشغول به تحصیل میشود. ابتدا به اصرار عمو در رشتهی علمی، اما پس از مردودی در برخی از درسها در رشتهی ادبی به تحصیل میپردازد و در نهایت در سال 1315 دیپلم خود را دریافت میکند. او در دوران دبیرستان از محضر اساتیدی چون نصرالله فلسفی و استاد همایی برخوردار میشود.

قاضی پس از اتمام دبیرستان به دانشکدهی حقوق میرود و در سال 1318 در رشتهی حقوق قضایی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل میشود. همزمان با درس خواندن نیز مدتی را در ادارهی بایگانی وزارت خارجه مشغول به کار میشود. پس از به پایان رساندن تحصیلات نیز دو سالی را در دادرسی ارتش به خدمت نظام میپردازد. قاضی در طول مدت اقامت خود در خانهی عمویش زبان انگلیسی را نیز از او میآموزد.

محمد قاضی در سال 1320 به استخدام وزارت دارایی درمیآید و تا سال 1355 که بازنشسته شود در آنجا خدمت میکند. وی نخستین ترجمهی خود را از کتاب «کلود ولگرد» اثر ویکتور هوگو در سال 1320 منتشر میکند و پس از چند کار مختصر دیگر، تا ده سال بعد به ترجمه نمیپردازد. قاضی پس از این وقفهی طولانی با در دست گرفتن «جزیرهی پنگوئنها» اثر آناتول فرانس کار ترجمه را از سر میگیرد. در آن زمان ناشران با عذر مخاطب نداشتن این نویسنده و ناشناخته بودن مترجم از چاپ آن سر باز میزنند اما سرانجام انتشارات صفیعلیشاه این کتاب را منتشر میکند که با استقبال خوبی نیز روبرو میشود. قاضی پس از آن ترجمهی «سپیددندان» از جک لندن را به دست میگیرد و به این صورت به طور رسمی قدم در عرصهی ترجمه میگذارد. او برای ترجمهی دورهی کامل «دنکیشوت» در سالهای 1336 و 1337 برندهی جایزهی بهترین ترجمهی سال از دانشگاه تهران شده است.

محمد قاضی از سال 1336 تا 1346 نیز در شرکت کامپاکس به عنوان مترجمه مشغول به کار بوده است. او پس از بازنشستگی به فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میپردازد، و در این دوران بخشی از خاطرات کودکی خود را در مجلهی نوجوانان کانون چاپ میکند. در نهایت به تشویق دوستان نگارش خاطرات را کامل میکند و با عنوان «خاطرات یک مترجم» به چاپ میرساند.

در سال 1354 محمد قاضی به سرطان هنجره دچار میشود و برای جراحی به آلمان اعزام میشود. در این جراحی تارهای صوتی او که درگیر بیماری شده بود نیز برداشته میشود و او از آن پس برای سخن گفتن از یک دستگاه جایگزین استفاده میکند.

محمد قاضی تا سن 84 سالگی به قلم زدن و کار ترجمه ادامه داده و آثار بسیاری را از زبان فرانسه، و گاه نیز از کردی و روسی به فارسی برگردانده است که برخی از این کتابها بارها تجدید چاپ شدهاند. او 24 دی ماه 1376 در تهران درگذشت و در زادگاه خود به خاک سپرده شد. از وی دو فرزند به نامهای مریم و فرهاد به یادگار ماندهاند و همسرش ایران خانم پیش از او بر اثر عارضهی قلبی دار فانی را واداع گفته بود.

  • آثار:

محمد قاضی هرچند بیش از هر چیز به عنوان مترجم شناخته شده است، اما شاعری برجسته نیز به شمار میآید و کتابهایی هم به رشتهی تحریر درآورده است. فهرستی از این آثار در ادامه است.

  • تألیف:

زارا (عشق چوپان)

خاطرات یک مترجم،

سرگذشت ترجمه های من.

  • ترجمه:

آخرین روز یک محکوم (تألیف : ویکتور هوگو)

آدمها و خرچنگ ها (تألیف : خوزوئه دو کاسترو)

آزادی یا مرگ (تألیف : نیکوس کازانتساکیس)

ایالات نامتحد (تألیف : ولادیمیر پوزنر)

باخانمان (تألیف : هکتور مالو)

بردگان سیاه (تألیف : کایل آنستوت)

بیست کشور آمریکای لاتین (تألیف : مارسل نیدرگانگ، در سه جلد)

پسرک روزنامه فروش (تألیف : دمی نیک)

پنج قصه (تألیف : هانس کریستیان آندرسن)

پولینا ، چشم و چراغ کوهپایه (تألیف : آناماریا ماتوئه)

تاریکترین زندان (تألیف : ایوان اولبراخت)

تپلی ( مکمل مرده ریگ) (تألیف : گی دو موپاسان)

جزیرهی پنگوئنها (تألیف : آناتول فرانس)

حلقهی سوم (تألیف : کوستاس تاکتیس)

داستان کودکی من (تألیف : چارلی چاپلین)

ترجمه در آغوش خانواده (تألیف : هکتور مالو)

در زیر یوغ (تألیف : ایوان وازوف)

در نبردی مشکوک (تألیف : جان اشتاین بک)

درباره مفهوم انجیل ها (تألیف : کری ولف)

دکامرون (تألیف : بوکاچیو، در دو جلد)

دکتر کنوک (تألیف : ژول رومن)

دوریت کوچک (تألیف : چارلز دیکنز، با شرکت آقای رضا عقیلی)

زمین و زمان (تألیف : آولکوف)

زن نانوا (تألیف : مارسل پانیول)

زوربای یونانی (تألیف : نیکوس کازانتساکیس)

ژانی گل (تألیف : ابراهیم احمد ، ترجمه از کردی، با همکاری آقای احمد قاضی )

ساده دل (تألیف : ولتر)

سپیددندان (تألیف : جک لندن)

سرمایه داری آمریکا (تألیف : ماریان دوبوزی)

سگ کینه توز (تألیف : آلبرتو واسکز فیگه روا)

دن کیشوت (تألیف : سروانتس، در دو جلد)

شازده کوچولو (تألیف : سنت اگزوپری)

شاهزاده و گدا (تألیف : مارک تواین)

طلا (تألیف : بلز ساندرا)

عروج (تألیف : جرزی کوزینسکی، با همکاری آقای میرزا صالح)

فاجعه سرخپوستان آمریکا (تألیف : دی براون)

قربانی (تألیف : مالاپارته)

قلعه ی مالویل (تألیف : روبر مرل)

کرد و کردستان(تألیف : واسیلی نیکیتین)

کلود ولگرد (تألیف : ویکتور هوگو)

کلیم سامگین (تألیف : ماکسیم گورکی، در چهار جلد)

کمون پاریس (تألیف : دانشمندان شوروی)

ماجراجوی جوان (تألیف : ژاک سروون)

ماجرای یک پیشوای شهید (تألیف : اینیاتسیو سیلونه)

مادام بوواری (تألیف : گوستاو فلوبر، با همکاری آقای رضا عقیلی)

مادر( تألیف : پرل باک)

مادر (تألیف : ماکسیم گورکی)

مجموعه داستان بی ریشه

مرده ریگ ( مجموعهی چند داستان ) ( تألیف : گی دو موپاسان)

مسیح باز مصلوب (تألیف : نیکوس کازانتساکیس)

مهاتما گاندی (تألیف : رومن رولان)

ناپلئون (تألیف : تارله)

نان و شراب (تألیف : اینیاتسیو سیلونه)

نظری به طبیعت و اسرار آن (تألیف : پروفسور لئون برتون)

غروب فرشتگان (تألیف: پاسکال چکاماکیان)

نیه توچکا (تألیف: فئودور داستایوفسکی)

http://sarbook.ir/post

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید