ساربوک

نویسنده هفته

محمد قهرمان
محمد قهرمان
  • به قلم: مریم عسگری

محمد قهرمان، شاعر، ادیب و پژوهشگر معاصر خراسانی است که بیشترین اشعار خود را در قالب غزل و به سبک هندی سروده است. وی به جز شاعری تألیفات و تصحیحاتی نیز بر دیوان شاعران بزرگی چون صائب تبریزی و ناظم هروی دارد.

محمد قهرمان دهم تیر ماه 1308 در روستای امیرآباد از توابع تربتحیدریه چشم به جهان گشود. از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود و در خاندانشان علاقه به شعر و ادب و ذوق شاعری موروثی بود. در کودکی در کنار شعرخوانی پدر ابیاتی از شاهنامه را از بر میکند. در پنج سالگی مادرش را به علت بیماری از دست میدهد و در سیزده سالگی پدرش نیز که برای درمان بیماری به تهران رفته بود، فوت میکند.

وی نخستین شعرهای خود را در دوران دبستان میسراید و از همان زمان ساختن شعر را آغاز میکند. تحصیلات ابتدایی را در تربت حیدریه آغاز میکند و تا دوم دبیرستان را در همان شهر میگذراند، اما به سبب آن که دبیرستان شهر تربت تنها تا سوم دبیرستان داشته، خواهرش او را به تهران نزد خود میبرد و سال چهارم را در شبانهروزی البرز میگذراند. در همان زمان سرودن غزل را به طور جدی پی میگیرد اما از سوی دیگر پس از دو سال تحصیل در سال چهارم در تهران موفق به گذراندن دروس هندسه و جبر نمیشود. پس از آن به مشهد میرود و پس از قبولی در امتحانات شهریور، در مدرسهی شاه رضا مشغول به تحصیل میشود. در همین دبیرستان با اخوان ثالث همکلاس و آشنا میشود و دوستی آنها از پشت میز مدرسه رقم میخورد. این دو دوست وقت زیادی را به خواندن شعر و بحث ادبی میگذرانند و شرحی از دوستیشان در کتاب «ده نامه از مهدی اخوان ثالث» آمده است.

پس از قبولی در دبیرستان به تهران میآید و در دبیرستان البرز در رشتهی ادبی مشغول به تحصیل میشود. اما برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به سبب آن که حضور در کلاسهای دانشکدهی ادبیات ضروری بوده است، رشتهی حقوق را برمیگزیند که اجباری برای حضور در کلاس ندارد. مدتی را در تهران میگذراند و پس از اتمام تحصیلات به تربت حیدریه بازمیگردد و به کشاورزی مشغول میشود. او به سبب نداشتن علاقه به رشتهی حقوق هیچ گاه در این رشته مشغول به کار نمیشود و آن را ادامه نمیدهد.

محمد قهرمان در سال 1338 با نوه عموی خود، فرشته قهرمان، ازدواج میکند که حاصل این ازدواج دو پسر به نامهای روزبه و محمدرضاست. یک سال در بانک عمران خدمت میکند و پس از آن در سال 1340 در کتابخانهی دانشکدهی ادبیات مشغول به کار میشود، تا سال 1367 که بازنشست میشود.

از اواخر سال 1339 و اوایل 1340 بعدازظهر روزهای سهشنبه را در خانهی خود به جلسات ادبی اختصاص میدهد. در ابتدا با دوستان گرد هم میآمدند و به گپ و گفت در ادبیات و