ساربوک

نویسنده هفته

صادق هدایت
صادق هدایت
  • به قلم: مریم عسگری

صادق هدایت یکی از پیشگامان سبک نوین داستاننویسی در ایران است، که داستانهای کوتاه و آثار به جای مانده از او ادبیات این مرز و بوم و نویسندگان بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است. هرچند توصیفات و تفاسیر بسیاری از زندگی و آثار هدایت نوشته شده است، اما بخش زیادی از آنها به گونهای است که نمیتوان آنها را بیطرفانه دانست. این موضوع راه را برای شناخت بهتر او قدری ناهموار ساخته است، اما به طور حتم نمیتوان تأثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و پیشینهی خانوادگی او را نادیده انگاشت.

صادق هدایت در 28 بهمن 1281 خورشیدی در شهر تهران دیده به جهان گشود. او در خانوادهای ثروتمند از تبار رضاقلیخان هدایت، شاعر، ادیب و تذکرهنویس عصر قاجار، بزرگ شد. تحصیلات ابتدایی خود را مدرسهی علمیهی تهران آغاز کرد و دورهی متوسطه را در دبیرستان دارالفنون و پس از آن سنلویی ادامه داد. او در دوران تحصیل در مدرسهی سنلویی با زبان فرانسه آشنا شد که سببساز آشنایی او با فرهنگ و دنیای غرب بود. در همین سالها هدایت در کنار آموختن علوم مختلفی چون روحشناسی و اسطرلاب، و بررسی افکار و رفتار انسانی، قلم به دست میگیرد و فعالیت ادبی خود را با انتشار کتاب «انسان و حیوان» و مقدمهای بر رباعیات خیام آغاز میکند.

هدایت دو سال پس از فارغالتحصیلی از مدرسهی سنلویی با اولین گروه دانشجویان اعزامی به خارج از کشور راهی بلژیک میشود. در بلژیک به تحصیل ریاضیات محض میپردازد اما پس از گذشت یک سال و تغییر رشته، برای تحصیل در رشتهی معماری به پاریس میرود. در فرانسه نیز چند رشته را برای تحصیل میآزماید، اما هیچ یک را هماهنگ با روحیات و استعدادهای خود نمییابد و سرانجام در سال 1309 بدون آن که تحصیلات خود را به پایان برساند به تهران بازمیگردد. در سالهای دوری از وطن مقالات بسیاری به زبان فارسی و فرانسه مینویسد، رسالهی «فواید گیاهخواری» را در برلین منتشر میکند و در پاریس چند مورد از داستانهایی را که بعدها به چاپ رسانده است، مینویسد. در سال 1307 نیز یک بار دست به خودکشی میزند و خود را در رودخانهی مارن در حوالی پاریس میاندازد اما با کمک چند قایقران نجات مییابد.

او پس از بازگشت به ایران در سال 1309، در بانک ملی مشغول به کار میشود، اما مدت زیادی در این شغل نمیماند. در انتخاب شغل نیز مانند تحصیل در شاخههای مختلفی مشغول میشود و برخی را پس از اندک زمانی ترک میکند، اما سرانجام در ادارهی موسیقی و هنرهای زیبا مشغول به پژوهش و نگارش میشود. در همین دوران است که با همراهی بزرگ علوی، مسعود فرزاد و مجتبی مینوی گروهی موسوم به گروه ربعه را در مقابل «ادبای سبعه» و در هواخواهی سبکهای نوین در ادبیات تشکیل میدهند که بعدها با پیوستن افرادی چون نیما یوشیج، پرویز خانلری و دیگران تکمیل شد.

سالهای 1310 تا 1314 را میتوان دوران پرباری از زندگی هدایت دانست. در این دوران در کنار آثار پژوهشی و داستانی چون مجموعه داستان «سه قطره خون» و سفرنامهی «اصفهان، نصف جهان»، ترجمههایی نیز از نویسندگان اروپایی و چخوف به چشم میخورد.

در سال 1315 هدایت به همراه ش. پرتو راهی هند میشود. در هند نزد دانشمند بزرگ پارسی،  بهرام گور انکلساریا، زبان پهلوی را فرا میگیرد و چند اثر ارزشمند ایران باستان را از زبان پهلوی به فارسی برمیگرداند. در همین سفر او کتاب «بوف کور» را که پیش از آن در ایران نگاشته بود به صورت پلیکپی در دهلی منتشر میکند. زندگی در هند و تجربهی تلخ فقر و شکست در کنار بیاعتنایی جامعه زمینهساز روی آوردن او به طنزنویسی میشود و حاصل آن طنز تلخی است که زخمهای روح او را بیش از پیش نمایان میسازد.

در سال 1316 هدایت به ایران باز میگردد و پس از یک سال کار در بانک ملی و با استخدام در ادارهی موسیقی کشور، عضو هیات تحریریهی مجلهی موسیقی میشود. هدایت از این فرصت استفاده میکند و بسیاری از مقالات و آثار پژوهشی خود را در این مجله به چاپ میرساند. دو سال پس از همکاری با مجلهی موسیقی نیز به عنوان مترجم در دانشکدهی هنرهای زیبا مشغول میشود.

پس از شهریور 1320 که فضای سیاسی باز میشود و مجالی برای سخن گفتن فراهم میآید، هدایت نیز از انزوا بیرون میآید و آثار اعتراضآمیز و گاه تندی را منتشر میکند که «حاجی آقا» و «میهنپرست» را میتوان از آن دست دانست. او در طول این سالها به سبب همکاری با نشریههای مختلف، مقالات و ترجمههای زیادی منتشر میکند. هدایت در سال 1322 همکاری خود را با مجلهی سخن آغاز میکند که یکی از نشریات پیشرو در هواخواهی از نوگرایی در ادبیات بود. در سال 1324 نیز به عضویت انجمن روابط فرهنگی ایران با اتحاد جماهیر شوروی و نیز نخستین کنگرهی نویسندگان ایران با شعار «ادبیات نوین، ادبیات مترقی» و به ریاست ملکالشعرای بهار درمیآید.

برقراری دوبارهی فضای خفقانآور و سرخوردگی از جامعه و حوادث آن دوران، بدبینی نسبت به شرایط و افسردگی را در او شدت میبخشد. مقالهی پیام کافکا که هدایت آن را در سال 1327 به صورت مقدمهای بر کتاب «گروه محکومین» نوشته است و ترجمهی مسخ که در سال 1329 منتشر شد از آخرین نوشتههای او به شمار میآید. در سال 1329 هدایت به بهانهی درمان دوباره به پاریس رفت، و در فروردین ماه 1330 با باز کردن شیر گاز در آپارتمانش در پاریس به زندگی خود پایان داد.

برای شناخت صادق هدایت و درک درست آثار او باید رویدادها و وضعیت اجتماعی و سیاسی آن دوران را نیز از نظر گذراند. حوادثی چون کودتای رضاخان و سر کار آمدن حکومت پهلوی، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین، و نیز بزرگ شدن در خانوادهای مشهور و صاحب نفوذ، بیشک احوال روحی و فکری او را تحت تأثیر قرار داده است.

هدایت در برخی از داستانهای خود رنجها و نومیدیهای روشنفکران عصر خود را با هنرمندی و از زبان راوی آشفتهذهنی بیان میکند. او وجوه خرافی و تنزلهای اخلاقی در فرهنگ مردم عامه را به چالش میکشد و لایههای پنهانی از زندگی اقشار مختلف جامعه را در آثار خود به رشتهی تحریر درمیآورد.

  • آثار:

آثار صادق هدایت را که هر یک تحلیلی جداگانه میطلبد، میتوان به سه دستهی نوشتهها، ترجمهها و مقالات تقسیم کرد:

  • نوشتهها:

رباعیات خیام (جمعآوری و مقدمه)، 1302

فواید گیاهخواری، 1306

زنده بگور (مجموعه داستان کوتاه)، 1309

کتاب سبز

سایه مغول (در مجموعهی انیران)، 1310

پروین دختر ساسان (نمایشنامه)، 1311

اصفهان نصف جهان، 1311

سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه)، 1311

نیرنگستان، 1312

سایه روشن (مجموعه داستان کوتاه)، 1312

بوف تنهایی من

علویه خانم، 1312

مازیار (جستار تاریخی و یک نمایشنامه، با همکاری مجتبی مینوی)، 1312

مسخ

البعثة الاسلامیة الی البلاد الافرنجیة (کاروان اسلام)، 1312-1313

فرهنگ عامیانه مردم ایران

وغ‌وغ ساهاب (با همکاری مسعود فرزاد)، 1313

ترانههای خیام (یک مقدمه، دو مقاله و 143 رباعی)، 1313

بوف کور، 1315

سگ ولگرد (مجموعه داستان)، 1321

ولنگاری، 1323

حاجی آقا، 1324

9 اثر از صادق هدایت

افسانه آفرینش (خیمهشببازی در سه پرده)، 1325

توپ مرواری(در طول حیات هدایت چاپ نشد)، 1327

نوشتههای پراکنده (به کوشش حسن قائمیان)، 1334

نوشتههای پراکنده (به کوشش حسن قائمیان)، 1334

  • ترجمهها:

کور و برادرش (از زبان فرانسه)، آرتور سشنیتسلر، 1310

کلاغ پیر (از زبان فرانسه)، الکساندر لانژکیلاند، 1310

تمشک تیغدار (از زبان فرانسه)، آنتوان چخوف، 1310

شرطبندی (از زبان فرانسه)، آنتوان چخوف، 1312

مرداب حبشه (از زبان فرانسه)، گاستون شرو، 1310

گورستان زنان خیانتکار (از زبان فرانسه)، آرتور کریستین سن

جلو قانون (از زبان فرانسه)، فرانتس کافکا

شغال و عرب (از زبان فرانسه)، فرانتس کافکا

مسخ (از زبان فرانسه)، فرانتس کافکا

مسخ و داستان های دیگر، فرانتس کافکا

گراکوس شکارچی (از زبان فرانسه)، فرانتش کافکا

مهمان مردگان (از زبان فرانسه)، فرانتش کافکا

شمشیر (از زبان فرانسه)، فرانتش کافکا

در کنیسهی ما (از زبان فرانسه)، فرانتش کافکا

گروه محکومین (از زبان فرانسه)، فرانتش کافکا

دیوار (از زبان فرانسه)، ژان پل سارتر

گیزیستگ ابالیش با نام گجسته ابالیش (از زبان پهلوی)، ۱۳۱۹

گزارش گمان‌شکن (از زبان پهلوی)، ۱۳۲۲

آیادگارِ جاماسپیگ تحت نام یادگار جاماسب (از زبان پهلوی)، ۱۳۲۲

کارنامه اردشیر بابکان (از زبان پهلوی)، ۱۳۲۲

گزارش گمانشکن (از زبان پهلوی)، 1322

زند وهومن یسن (از زبان پهلوی)، 1323

ابرمردانِ شهرامِ ورزاوند تحت نام آمدن شاه بهرام ورجاوند (از زبان پهلوی)، ۱۳۲4

  • مقالات:

مقدمهای بر رباعیات خیام

انسان و حیوان

جادوگری در ایران (به زبان فرانسه)

پیام کافکا

http://sarbook.ir/post

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید