ساربوک

نویسنده هفته

احمدرضا احمدی
احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده‌، در 30 اردیبهشت 1319 در کرمان به دنیا آمد. خانواده‌ی پدری و مادری‌اش از خاندان‌های معروف و معتبر کرمان بودند و پدرش کارمند رسمی وزارت دارایی در آن شهر بود. احمدرضا هفت سال داشت که خانواده‌اش برای معالجه‌ی پارگیِ شبکیه چشم پدر به تهران سفر کردند. اما عمل چشمِ پدر به نتیجه‌ی خوبی نرسید و خانواده‌ی احمدی هم دیگر به کرمان بازنگشتند. به این ترتیب احمدرضا دوران ابتدایی را در مدرسه ادبِ تهران گذراند و برای تحصیلِ دوره‌ی دبیرستان به مدرسه‌ی دارالفنون رفت. در دارالفنون باب آشنایی و دوستی با دوستانِ بعد از این، برایش فراهم شد؛ کسانی چون مسعود کیمیایی، فرامرز قریبیان، پرویز دوایی و ... . در همین دوران علاقه به مطالعه، به ویژه شعر و ادبیات کلاسیک، در زندگی‌اش فراگیرتر شد و گهگاهی چیزهایی می‌نوشت. بعد از فارغ‌التحصیلی، خدمت سربازی را به عنوان آموزگار در روستای ماهونک کرمان گذراند.

در این سال‌های جوانی، فعالیت احمدی در زمینه شعر جدی‌تر شد تا این‌که، در سال 1341 اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «طرح»، در 500 نسخه، به چاپ رساند. و این زمانی بود که شعر نیمایی در ایران طرفداران خودش را پیدا کرده بود و کم کم همه به دنبال این نوع شعر رفته بودند، اما «طرح» کتابی نبود که به شعر نیمایی بازگردد و چیزی جدای از این گونه شعر بود. با این حال در همان زمان مورد توجه علی اصغر حاج سید جوادی، سردبیر «کتاب هفته»،  قرار گرفت و مرتضی ممیز شعری از این کتاب را در «کتاب هفته» چاپ کرد. به این ترتیب، احمدرضا احمدی و شعرش به تدریج در میان شاعران و شعردوستان جا باز کرد، تا آنجا که او با انتشار این کتاب، بنیان‌گذار شعر موج نو شناخته شد. اگرچه که همواره، چه از همان ابتدا و چه تا به حال، منتقدان، مخالفان و موافقان زیادی داشته است. در همین سال نیز در فیلم سینمایی «پستچیِ» داریوش مهرجویی در کنار بازیگرانی چون علی نصیریان و عزت‌الله انتظامی به ایفای نقش پرداخت. و در سال‌های بعد نیز در فیلم‌های متعددی چون «بانوی اردیبهشت»، «نار و نی»، «ملک خورشید» و ... به عنوان گوینده‌ی متن یا نویسنده، همکاری کرد.

فعالیت‌ها و دغدغه‌های نوگرای ادبی، احمدی را به سمت و سویی کشاند که در سال 1343 به همراه دوستان و هم‌فکری‌هایش -نادر ابراهیمی، محمدعلی سپانلو، بهرام بیضایی، اکبر رادی، اسماعیل نوری علاء، مریم جلالی و ... – گروه ادبی طرفه را تاسیس کرد. اعضای این گروه دانشجویانی بودند که نوگرایی در ادبیات و هنر را جستجو می‌کردند و سودای انقلابی ادبی در ذهن می‌پروراندند. آن‌ها دور هم جمع می‌شدند و به نقد و بررسی آثار یکدیگر می‌پرداختند. همچنین، در آن سال‌ها با هزینه شخصی‌شان چندین شماره مجله‌ی «طرفه» و چندین کتاب در زمینه شعر و داستان منتشر کردند.

در اواخر دهه‌ی چهل، همچون بسیاری هنرمندانِ دیگر، جذبِ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد و در کانون در زمینه‌های متعددی فعالیت کرد. چندین سال به عنوان مدیر تولید موسیقی برای نوار و کاست مشغول خدمت بود. و آثار ارزشمندی چون «مجموعه آوازهای فولکلور ایران»، «مجموعه کل ردیف موسیقی ایران»، «مجموعه بازسازی تصنیف‌های کلاسیک موسیقی ایران»، «مجموعه قصه برای کودکان»، «مجموعه زندگی و آثار موسیقی‌دانان ایران و جهان» و «مجموعه صدای شاعر –معرفی شعر معاصر و شعر کلاسیک» تحت سرپرستی او تولید و منتشر شد. همچنین از سال 1358 تا بازنشستگی‌اش در سال 1373، در سمت ویراستار در بخش انتشارات کانون پرورش فکری فعالیت داشت. احمدرضا احمدی در طی سال‌هایی که در کانون مشغول بوده، در زمینه شعر، آواز و موسیقی ایران و نیز ادبیات کودک، خدمات بی‌نظیر و ارزشمندی تدوین و ارائه کرده است، چه به صورت مصاحبه با هنرمندان و شاعران و چه در قالب انتشارِ آثار صوتی و تصویری از شعرخوانی، آوازخوانی، اجرای موسیقی توسط هنرمندان و چاپ کتاب.

در کنار این‌ها، شعر بخش اصلی زندگی و شخصیتِ احمدی را تشکیل داده است و کمتر سالی بوده که مجموعه شعری از او چاپ نشده باشد. حدود شصت سال از اولین کوشش‌های احمدی در زمینه شعر می‌گذرد و در طی این سال‌ها، احمدرضا احمدی دوره های مختلفی را در شعر گذرانده، زمانی ناشناخته بود و جز کسانی چون فروغ یا حاج سید جوادی او را تایید نمی‌کردند؛ زمانی دیگر او را شاعر نمی‌دانستند چون شعرهایش آرایش و پیرایش شعری نداشتند؛ در دوره‌ای او را شاعر غیرمتعهد می‌خواندند چون شعر سیاسی نداشت و بعدها او را فردی سیاسی می‌دانستند چون دوستانش دستی در سیاست داشتند؛ و حالا که کتاب‌هایش جزء پرفروش‌ترین‌ها در حوزه‌ی شعر است و رکورد هم داشته است.

شعرهای احمدی، معمولاً جملات و کلماتی ساده و بدون آرایش‌های ادبی دارد، و اغلب ارکان اصلی جمله حفظ شده است؛ خاصیتی که بازگو کردن روایت یا گزارش در شعر را برای او آسان‌تر و رایج‌تر کرده است. استفاده از ظرفیت‌های زبان گفتاری، سطرسازی‌های بلند، تقطیع متفاوت و اسطوره‌زدایی از زبان فاخر و ادبی از دیگر ویژگی‌های فرمی و زبانی شعر او است. وجود چنین مولفه‌هایی در شعر، سبب شده تا احمدرضا احمدی از معدود شاعران دهه‌های چهل و پنجاه باشد که پیشنهاد‌های شعری‌اش در حوزه‌ی زبانی و فرمی بر نسل‌های پس از خود اثری غیرقابل انکار بگذارد. احمدی شاعر شعر اندوه است. و اندوه حاصل فقدان کسی یا چیزی است. او از شاعرانی است که نوستالژی و حسرت گذشته در اشعارش زیاد است و تعداد این گونه شعرها، هماهنگ با کهولت شاعر بیشتر می شود. احمدی غصه و درد را عنصر اصلی شعر می‌داند و اگرچه جریان شعری او با نیما یکسره متفاوت است؛ اما از نظر او، آنچه نیما را از دیگران جدا می‌کند، وجود درد، فریاد و غصه است، نه فرم صرف. با این‌‌ حال احمدی با فرم‌گرایی در شعر، اندوه و غم را در شعرهایش پنهان و کم‌رنگ کرده است. حسرت و غم او در بیشتر شعرهایش به خاطرِ کودکی از دست رفته، تقابل مرگ و زندگی، و شکوه و شکایت از عداوت‌های دنیای شاعران و ارزش‌های انسانی‌ای است که از بین رفته.

علاقه‌ی احمدرضا احمدی به هنر و ادبیات، او را به سوی نقاشی نیز کشانده و سال گذشته نمایشگاهی از نقاشی‌های او در گالری کاما به نمایش در آمد. او هم‌اکنون در کنار همسر و تنها دختر، ماهور، روزگار می‌گذراند.

 

  • آثار
  • شعر

۱۳۹۱- از بارانی که دیر بارید، نشر ثالث

مسافرخانه، بندر، بارانداز نشر ثالث

1391- دفترهای واپسین، دفتر هفتم/به رنگ آبی نیلی، انتشارات کتاب نشر نیکا

1391- دفترهای واپسین، دفتر ششم/به رنگ آبی دریا، انتشارات کتاب نشر نیکا

1391- دفترهای واپسین، دفتر پنجم/به رنگ آبی آسمان، انتشارات کتاب نشر نیکا

1391- دفترهای واپسین، دفتر چهارم/به رنگ سبز، انتشارات کتاب نشر نیکا

1391- دفترهای واپسین، دفتر سوم/به رنگ زرد، انتشارات کتاب نشر نیکا

1391- دفترهای واپسین، دفتر دوم/به رنگ پرتقالی، انتشارات کتاب نشر نیکا

1391- دفترهای واپسین، دفتر اول/به رنگ آبی، انتشارات کتاب نشر نیکا

1389- دفترهای سالخوردگی (دفتر هفتم)، می‌خواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ، نشر چشمه

1389- دفترهای سالخوردگی (دفتر ششم)، روزی که ما سوار قطار شدیم: هوا ابری بو، نشر چشمه

1389- دفترهای سالخوردگی (دفنر پنجم)، در انتهای کوچه در باران شمع را روشن می‌کنیم: تنهایی، نشر چشمه

1389- دفترهای سالخوردگی (دفتر چهارم)، به درخت انار رسیدم انارها شکسته بودند: عشق، نشر چشمه

1389- دفترهای سالخوردگی (دفتر سوم)، پس از فراغت‌های مدام: نیستی، نشر چشمه

1389- دفترهای سالخوردگی (دفتر دوم)، چترهای کهنه در باران باز نمی‌شدند: حرمان، نشر چشمه

1389- دفترهای سالخوردگی (دفتر یکم)، در این کوچه‌ها گُلِ بنفشه می‌روید: باران، نشر چشمه

1389- از ایوان خانه‌شان فرار کرد، نشر نظر

1389- مژدگانی به یابنده احمدرضا احمدی، نشر نظر

1389- پسرکی به نام احمدرضا احمدی گم شده‌است، نشر نظر

1389- در به در به دنبال احمدرضا احمدی»، نشر نظر

1389- هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود، نشر چشمه

1388- بهاریه، حوض نقره

1388- همه شعرهای من، نشر چشمه

1387- روزی برای تو خواهم گفت، نشر ثالث

1386- چای در غروب جمعه روی میز سرد می‌شود، نشر ثالث

1385- ساعت۱۰ صبح بود، نشر چشمه

1383- عزیز من، نشر افکار

1381- یک منظومه دیریاب در برف و باران یافت شد، نشر ماه‌ریز

1378- عاشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود، نشر سالی

1376- از نگاه تو زیر آسمان لاجوردی، سازمان همگام

1373- ویرانه‌های دل را به باد می‌سپارم، نشر زلال

1372- لکه‌ای از عمر بر دیوار بود، نوید شیراز

1369- قافیه در باد گم می‌شود، پاژنگ

1364- هزار پله به دریا مانده‌است، نشر نقره

1359- نثرهای یومیه، ناشر: احمدرضا احمدی (چاپ دوم، ۱۳۸۲، نشر فانوس)

1352- ما روی زمین هستیم، انتشارات زمان ؛ چاپ دوم در مجموعه «همه آن سالها»، ۱۳۷۱، نشر مرکز

۱۳۵۰- من فقط سفیدی اسب را گریستم، دفترهای زمانه؛ چاپ دوم در مجموعه «همه آن سالها»، ۱۳۷۱، نشر مرکز

1347- وقت خوب مصائب، انتشارات زمان ؛ چاپ دوم در مجموعه «همه آن سالها»، ۱۳۷۱، نشر مرکز

۱۳۴۳- روزنامه شیشه‌ای، انتشارات طرفه؛ چاپ دوم در مجموعه «همه آن سالها»، ۱۳۷۱، نشر مرکز

1341- طرح، ناشر: احمدرضا احمدی؛ چاپ دوم در مجموعه «همه آن سالها»، ۱۳۷۱، نشر مرکز

1390 - مرا چشم آبی صدا کن .نشر نظر

1392- می‌گویند بیرون از این اتاق برف می‌بارد، نشر نیماژ

۱۳۹۲- یادگار عشق و حرمان مدام،نشر ثالث

۱۳۹۳ - به خاطر غنای این اندوه دستان ما را بگیر»، نشر مشکی

۱۳۹۳- میوه‌ها طعم تکراری دارند، نشر ثالث

1393- سکوت فرفره کوچکی بود که در باد می چرخید .نیماژ

۱۳۹۴- بر دیوار کافه، نشر ثالث

1394- زنی در کنار ویترین ها .نشر چشمه

1395- به سوی تو می‌آیم، سرزمین اهورایی

1395- دری به سوی دریا، کتاب‌سرای نیک

1395- بدون دریا از قایق مینویسم، نشر چلچله

۱۳۹۵- قطار از ریل خارج شد، نشر چلچله

۱۳۹۵- آوازخوان آوازش را در باران تا سپیده ادامه داد، نشر چلچله

1395- سپیدی های پراکنده . نشر قطره

۱۳۹۶- جای پای عاشقان در برف مانده‌است شعر و نقاشی، نشر چلچله

۱۳۹6- نمایشنامه‌های شاعر در چهار جلد، نشر چلچله
 

  • شعر و قصه برای کودکان

۱۳۴۹ - «ناگهان چراغ‌ها روشن شدند» با تصویرگری احسان عبداللهی، نشر نظر

۱۳۴۹- «عروس و داماد زیر باران» با تصویرگری نگین احتسابیان، نشر نظر

۱۳۸۹- در یک شب مهتابی که شب چهاردهم ماه بود

1389- «کبوتر سفید کنار آینه» با تصویرگری علیرضا گلدوزیان و گرافیک کورش پارسا نژاد

۱۳۸۶- «باز هم نوشتم صبح، صبح شد» با نقاشی لیلا یوسفی، نشر شباویز

1385- بهار بود، با نقاشی شراراه خسروانی، نشر شباویز

1385- «شب روز اول و صبح روز هفتم»، با نقاشی محمدرضا لواسانی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

1385- «پسرک تنها روی برف» با نقاشی مریم مبصری، فرهنگ گستر

1384- «برف هفت گل بنفشه را پوشاند» با نقاشی مریم مبصری، فرهنگ گستر

۱۳۸۴- «نوشتم باران، باران بارید» با نقاشی علی مفاخری، نشر شباویز

۱۳۸۴- «نشانی» با نقاشی شراره خسروانی

1384- «روزی که مه بی‌پایان بود» با نقاشی شراره خسروانی

۱۳۸۴- «رنگین‌کمانی که همیشه رخ نمی‌داد» با نقاشی محمدعلی بنی‌اسدی

1382- «در باغچه عروس و داماد روییده بود» با نقاشی مرجان وفاییان

۱۳۸۰- «اسب و سیب و بهار» با نقاشی کریم نصر

1376- «شب یلدا قصه بلندترین شب سال»، با نقاشی فرح اصولی

1373- «خواب یک سیب، سیب یک خواب» با نقاشی ابوالفضل همتی آهویی

۱۳۷۰- «در بهار خرگوش سفیدم را یافتم» با نقاشی نفیسه ریاحی

۱۳۷۰- «حوض کوچک، قایق کوچک» با نقاشی نفیسه شهدادی

1369- «خرگوش سفیدم همیشه سفید بود» با نقاشی فرح اصولی

۱۳۶۹- «در بهار پرنده را صدا کردیم، جواب داد» با نقاشی فرح اصولی

1369- «روزهای آخر پاییز بود» با نقاشی فرح اصولی

1369- «عکاس در حیاط خانه ما منتظر بود» با نقاشی نسرین خسروی

۱۳۶۸- «نوشتم باران، باران بارید» با نقاشی فردوس ابراهیمی‌فر

۱۳۶۸- «تو دیگر از این بوته هزار گل سرخ داری» با نقاشی فردوس ابراهیمی‌فر و مینا ضرابی

۱۳۶۴- «هفت روز هفته دارم» با نقاشی محمدرضا دادگر

1364- «هفت کمان هفت‌رنگ» با نقاشی هوشنگ محمدیان

۱۳۴۸- «من حرفی دارم که فقط شما بچه‌ها باور می‌کنید»، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

1394- «مزرعه گل‌های آفتابگردان»، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

۱۳۹0- «ناگهان چراغ‌ها روشن شدند»، نشر نظر

۱۳۹۰- «مسافران هواپیمای سفید رنگ»، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان

۱۳۹۰- «دخترک ماهی تنهایی»، نشر نظر

1395- «پسرک و دوازده ماه سال»، نشر نظر

1389- «پسرک دریا را نگاه کرد و گفت»، نشر نیستان

۱۳۸۹- «دیگر در خانه پسرک هفت صندلی بود»، تصویرگر: راشین خیریه، نشر چشمه

۱۳۸۹- «قصه‌های پدربزرگ»، تصویرگر: عطیه مرکزی، افق

۱۳۸۷- «در باغ بزرگ باران می‌بارید»، افق

۱۳۹۰- پروانه روی بالش من به خواب رفته بود، نشر نظر

1392- سفر، تصویرگر: ناهید کاظمی، نشر ثالث

1392 - از کلید آبی گاهی صدای دریا را می شنید . نیستان

1392 - در باران از سفر آمد .ثالث

۱۳۹0- پروانه روی بالش من به خواب رفته بود، تصویرگر: لیدا طاهری، نشر نظر

۱۳۹۳- باران دیگر نمی‌بارید، تصویرگر: ماهی تذهیبی، نشر نظر

1393- این همه بادکنک‌های رنگی، نشر نظر

عمر هفت چوب کبریت . نشر نظر

  • نثر

1373- حکایت آشنایی من، نشر ویدا- نثرهایی درباره‌ی فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، فیروز شیروانلو، مهدی اخوان ثالث، ابراهیم گلستان، مرتضی ممیز، مهدی خالدی، بیژن جلالی، آیدین آغداشلو، سهراب شهید ثالث، کیومرث صابری، مسعود کیمیایی و ...

  • رمان

۱۳۹۵- از پنجره مسافرخانه، انتشارات کتاب‌سرای نیک

  • ترجمه

ترجمه شعری به فرانسه توسط صدرالدین الهی و چاپ در روزنامه لوموند

ترجمه شعری به آلمانی توسط سیروس آتابای و چاپ در کتابی به نام آوازهای فردا در مونیخ، سال ۱۳۴۳

ترجمه اشعار به ارمنی توسط گالوس خانست و چاپ در مجله آلیک، سال ۱۳۴۵

ترجمه شعر «ندانستی گل حقیقت گیاه‌است» به فرانسه توسط محمدعلی اسلامی ندوشن

ترجمه تعدادی از اشعار به ژاپنی توسط کیمیه ماندا

ترجمه یک شعر به همراه معرفی شاعر در مجله جورنال آ. ب به زبان اسپانیولی توسط کلارا خاننس با کمک محسن عمادی، سال ۱۳۸۶

ترجمه تعدادی از اشعار به زبان ایتالیایی توسط کامبیز تشیعی

ترجمه تعدادی از اشعار به زبان عربی توسط موسی اسوار

ترجمه یک شعر به ترکی آذربایجانی توسط ائلیاد موسوی

http://sarbook.ir/post

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید