ساربوک

نویسنده هفته

عمران صلاحی
عمران صلاحی
  • به کوشش عاطفه صابونی

عمران صلاحی، طنزپرداز و روزنامه‌نگار معاصر، در یازدهم اسفند ماه 1325 در تهران به دنیا آمد. پدرش اردبیلی و مادرش از مهاجران باکویی بود که ابتدا به سمنان رفت و سپس ساکنِ تهران شد؛ خانواده‌ای فقیر که مهاجرت از این شهر به آن شهر را چندین بار متحمل شد. به این ترتیب، عمران تحصیلات ابتدیی‌اش را در قم، تهران و تبریز گذراند. در همان دوران مدرسه با نوشتن شعر و مطالب ادبی استعدادش را نشان داد تا جایی که در پانزده سالگی نخستین شعرش در مجله اطلاعات کودکان چاپ شد. اما دست روزگار در همان سال، پدرش را از او گرفت.

ورود صلاحی به دنیای حرفه‌ای ادبیات و روزنامه‌نگاری از روزی شروع شد که عمرانِ نوجوان چند برگه از مجله‌ای طنزمحور را در جوی کنار خیابان پیدا کرد و خواند. مجله آنقدر در نظرش جذاب آمد و به شوقش آورد که شعری درباره‌ی بچه‌های جوادیه سرود و چند روز بعد با یک کاریکاتور برای آن مجله فرستاد. مجله‌ای که چندین دهه از سر سبدهای مجلات ایران بود؛ مجله‌ی توفیق. مدتی گذشت تا اینکه نامه‌ای از طرف مجله‌ی توفیق به صلاحی رسید. نامه خبر چاپِ اثرش را آورده بود و مهم‌تر از آن از او خواسته بودند که به دفتر مجله رجوع کند. آن زمان دفتر مجله توفیق در خیابان استانبول بود و عمران با دوچرخه‌اش خود را به آنجا رساند. استقبال اهالیِ توفیق با تعجب و صمیمیت همراه بود؛ برای آنها باورش سخت بود که آن شعر کارِ یک نوجوان باشد. قریحه‌اش را تحسین کردند و او را به جلسه هیئت تحریریه بردند و در بحث شرکت دادند. چه برای تشویق و چه از رویِ پروشِ چنین استعدادی، اغلب پیشنهادات و سوژه‌های خبری و طنزآمیز او را به تصویب رسانند. این رفت و آمدها سال‌ها ادامه پیدا کرد تا آنکه از سال 44 به بعد به عنوان کوچکترین عضو هیئت تحریریه در مجله‌ی توفیق مشغول شد. آشنایی با توفیق، او را با دنیای ادبیات طنز عجین کرد اگرچه شعر جدی را نیز در طول عمرش به همراه داشت.

علاوه بر مجله‌ی توفیق، با مجلات گل آقا، بخارا، دنیای سخن و کارنامه هم همکاری داشت و فعالیت در این مجلات باعث شهرت او در طی سه دهه شد. او در این مجلات با اسامی مستعارِ پیت حلبی، زرشک، تمشک، ابوطیاره، زنبور، بچه جوادیه، کمال تعجب، راقم این سطور و ... مطلب می‌نوشت. بخشی از این نوشته‌های او در قالب کتاب‌هایی مانند «حالا حکایت ماست» و ... به چاپ رسیده است. فعالیت صلاحی در حوزه‌ی طنز به رادیو نیز کشیده شد و او از سال 52 تا 1375 که بازنشسته شد دراستخدام رادیو بود. چندین سال نیز عضو شورای عالی ویرایش در سازمان صدا و سیما بود.

عمران صلاحی علاوه بر نگارش متون و اشعار طنز، دستی در پژوهش نیز داشت. کتاب طنزآوران امروز ایران نمونه‌ای از پژوهشگریِ او است که با همکاری بیژن اسدی پور در سال 1349 منتشر شد. کتابی که کمبود آن در ادبیات طنز ایران احساس می‌شد و آغازگرِ مسیر برای پژوهش‌های بعدی بود.

نگاه طنزآلود او به جدی‌ترین مسائل زندگی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد عمران صلاحی است که در شعرهای تند و گزنده‌اش نمودِ بارزی دارد. شعرهای او در عین طنز و خنده‌ای که به لب می‌آورد، حاوی حزن و اندوهی دل‌انگیز است که دلسوزی و حسرت را برمی‌انگیزاند. زبان شعرهایش ساده و با اندک آرایه‌های ادبی است و به مسائل اجتماعی می‌پردازد. مسائل اخلاقی و انسانی، دغدغه‌های اجتماعی و نقد سیاست‌های روز از مضامین اصلیِ شعرها و متون عمران صلاحی است که با کمک بازی با کلمات، نقیضه‌پردازی و تصویرگری‌ موقعیت‌های طنزآمیز بیان شده‌اند. از تکنیک‌های دیگری که او در ادبیاتش از آن بهره می‌برد می‌توان به تمهید خلقِ فضایِ گفتگویی میان اشخاص با نظرهای متفاوت، استفاده از تعابیر دو پهلو و زبان مردم کوچه و بازار، بازسازی طنزآمیز خبرهای روز، و کاربرد ضرب‌المثل، شعر و قصه‌های معروف، بازآفرینی و تفسیرِ طنزآمیز ادبیات کهن ایران و ... اشاره کرد. تمام این ویژگی‌‌ها سبب شده تا عمران صلاحی به عنوان چهره‌ای ماندگار و سرنمونه در ادبیات طنز ایران باقی بماند و از او با عنوانِ طنزپردازی صاحب سبک یاد شود.

سرانجام عمران صلاحی در سن شصت سالگی و در حالی‌که همچنان به فعالیت ادبی مشغول بود، در یازدهم مهر ماه 1385 به دلیل عارضه‌ی قلبی به بیمارستان منتقل شد و سحرگاه از دنیا رفت. فقدان او به عنوان هنرمندی فروتن، بااخلاق، مهربان و شوخ‌طبع حسرت و اندوه بسیاری را برانگیخت و در رسا و بزرگداشت او مراسم‌های متعددی در شهرهای مختلف برگزار شد که تاکنون نیز ادامه دارد.

  • آثار

طنزآوران امروز ایران با همکاری بیژن اسدی‌پور (۱۳۴۹)

گریه در آب (۱۳۵۳)

قطاری در مه (۱۳۵۵)

ایستگاه بین راه (۱۳۵۶)

هفدهم (۱۳۵۸)

پنجره دن داش گلیر (۱۳۶۱، به زبان ترکی آذربایجانی)

رویاهای مرد نیلوفری (۱۳۷۰)

شاید باور نکنید (۱۳۷۴، چاپ سوئد)

یک لب و هزار خنده (۱۳۷۷)

حالا حکایت ماست (۱۳۷۷)

گزینه اشعار (۱۳۷۸)

گزینه اشعار طنزآمیز عمران صلاحی

آی نسیم سحری (۱۳۷۹)

ناگاه یک نگاه (۱۳۷۹)

 ملا نصرالدین (۱۳۷۹)

از گلستان من ببر ورقی (۱۳۷۹)

باران پنهان (۱۳۷۹)

هزار و یک آینه (۱۳۸۰)

آینا کیمی (به زبان ترکی آذربایجانی، ۱۳۸۰)

تفریحات سالم

طنز سعدی در گلستان و بوستان

زبان‌بسته‌ها (منتخبی از قصه‌های حیوانات به نظم)

عملیات عمرانی

خنده‌سازان و خنده‌پردازان

موسیقی عطر گل سرخ

مرا بنام کوچکم صدا کن

کنار می رود مه

عطر بیدار زمین

پشت دریچه جهان

آن سوی نقطه چین ها

http://sarbook.ir/post

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید