ساربوک

نویسنده هفته

هوشنگ گلشیری
هوشنگ گلشیری
  • به کوشش عاطفه صابونی


هوشنگ گلشیری، منتقد و داستان‌نویس صاحب‌سبک ایرانی، در سال 1316 در اصفهان به دنیا آمد. پدرش کارگر بنا بود. پنج ساله بود که پدر خانواده را به آبادان منتقل کرد تا با ساخت مناره‌های شرکت نفت روزگار را بگذرانند. هوشنگ دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در آبادان گذراند تا این‌که در هجده سالگی دوباره به اصفهان برگشت. از همان دوران نوجوانی به کار و کوشش خو گرفته بود؛ مدتی در کارخانه، بازار، دکان رنگرزی، قنادی و دفتر اسناد رسمی کار کرد.

پس از گرفتن دیپلم در روستایی دورافتاده در سرِ راه اصفهان به یزد مشغول تدریس شد. در این روستا بود که با مصطفی‌پور –کسی که به گفته‌ی گلشیری جدیدترین رمان‌های چاپ شده را می‌خواند- و به واسطه او با بهرام صادقی آشنا شد و این آشنایی، او را به پیشروترین روشنفکران زمانه‌ وصل کرد. گلشیری کار ادبی‌اش را با گردآوری فولکلور منطقه اصفهان شروع کرد، آنگاه شعرها و نقدهایی نوشت. اما خیلی زود فهمید که در زمینه شعر استعددی ندارد و داستان‌نویسی را به صورت جدی پی گرفت. در آغاز چند داستان در حال و هوای داستان‌نویسی متداول روزگار خود نوشت، اما با خواندن داستانی از کلود روا فرانسوی، به امکانات تازه‌ای در داستان‌نویسی پی برد و تغییری اساسی در مشی ادبی خود داد و در ردیف نویسندگان داستان نو قرار گرفت.

چند سال بعد، سال 1338، در دانشگاه اصفهان رشته‌ی ادبیات فارسی را برای تحصیل انتخاب کرد. همزمان به انجمن ادبی صائب رفت و آمد می‌کرد. آشنایی با برخی فعالان سیاسی در این انجمن او را وارد عرصه فعالیت سیاسی کرد که به دستگیری‌اش در اواخر سال 1340 انجامید. گلشیری برخی از داستان‌های سیاسی‌اش را با الهام از دوران حبسش نوشت.

بعد از زندان، گلشیری به همراه جوانانی دیگر جمعی مستقل را تشکیل دادند که جلساتشان را بر سر قبر صائب برگزار می‌کردند. در این جلسات هر کسی شعر، داستان یا تحقیقی را می‌خواند و جمع درباره آن صحبت می‌کرد؛ این جلسات هسته‌ی اصلی «جُنگ اصفهان» شد. جنُگ اصفهان، جمعی بود که بعدها به عنوان قطبی در ادب معاصر شناخته شد و نویسندگان و محققان بزرگی را پرورش داد. در این دوران چند شعر و داستان در نشریات مختلف از گلشیری چاپ شده بود.

در سال 1347 به همت گلشیری و عده‌ای دیگر از اهالی قلم، کانون نویسندگان ایران شکل گرفت و گلشیری از اعضای فعال آن بود و در چند دوره به عضویت هیئت دبیران نیز انتخاب شد.

رمان «شازده احتجاب» در سال 1348، رمان «کریستین و کید» در سال 1349 منتشر شد. «شازده احتجاب» توجه جامعه‌ی ادبی ایران را برانگیخت و گلشیری را به شهرت رساند. این رمان از قوی‌ترین داستان‌های ایرانی در توصیف زوال اشرافیت زمیندار است و تمام قدرت نویسندگی نویسنده در آن به کار رفته است. گلشیری برای نوشتن این رمان، به مطالعات و تجربیاتِ نگارشیِ گسترده‌ای دست زد. نوشتنِ کریستین و کید نیز آزمایشی برای او بود تا فکرهای خود درباره‌ی چگونگی نوشته شدن رمان را وارد متن کند؛ آزمایشی که در کارهای بعدی او نیز ادامه پیدا کرد و از شگردهایِ اساسیِ گلشیری در داستان‌نویسی شد.

در سال 1353 دوباره برای شش ماه به زندان افتاد و به مدت پنج سال از حقوق اجتماعی، از جمله تدریس محروم شد. ناچار در سال 53 به تهران نقل مکان کرد و در کنار بعضی دوستان قدیمی جلسات ادبی هفتگی برگزار کرد. در این سال‌‌ها مجموعه داستان «نمازخانه کوچک من» و جلد اول رمان «بره گمشده‌ی راعی» را نوشت.

در سال 54 به دعوت بهرام بیضایی در گروه تئاتر دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به صورت قراردادی، به تدریس پرداخت. در این سال‌ها چندین مرتبه برای سمینار و سخنرانی به کشورهای اروپایی و آمریکایی مسافرت کرد. تا این‌که در سال 58 دوباره به همان شغل دبیری در دبیرستان‌های اصفهان بازگشت. و در همین سال با فرزانه طاهری، مترجم چیره‌دست، ازدواج کرد.

داستان بلند «معصوم پنجم» در سال 59 چاپ شد و در سال‌های 62 و 63 به ترتیب «جبه خانه» و «حدیث ماهیگیر و دیو» منتشر شد. در اواسط سال 63 بود که گلشیری «جلسات پنج‌شنبه‌ها» را دایر کرد و اغلب در خانه‌ی شخصیِ خودش؛ در این جلسات نسل جوان‌ترِ داستان‌نویسان -همچون کورش اسدی، حسین سناپور، فرهاد فیروزی، عباس معروفی و ... – شرکت می‌کردند و به خواندن و شنیدن داستان‌های متعدد می‌پرداختند.

تا سال 74 گلشیری چندین اثر داستانی و تحقیقی منتشر کرد از جمله؛ مجموعه داستان «پنج گنج»، رمان «ولایت هوا»، «آینه‌های دردار» و دو مقاله بند درباره شعر با عنوان «در ستایش شعر سکوت». سپس در سال 76 پس از سیزده سال رمانِ شاهکارِ «جن نامه» را به پایان رساند و به زیر دستگاه چاپ سپرد. در این سال‌ها فعالیت ادبی گلشیری در عرصه‌های داستان‌نویسی، تشکیل جمع‌های داستان‌خوانی، کوشش برای راه‌اندازیِ مجلات ادبی، نوشتن مقاله‌های انتقادی و مصاحبه‌های جدل‌ورز، و شرکت در سمینارهای ادبی کشورهای اروپایی و امریکا گسترش می‌یابد.

گلشیری در آخرین داستان‌هایش، عمدتاً به مشغله‌های ذهنیِ هنرمند و فرایند خلق اثر هنری پرداخت. او در این داستان‌ها روی ساختارهای کهن تاریخی و تاثیر آن بر فرهنگِ جمعی تمرکز داشت؛ از این‌رو، پشتوانه‌ی آثارش را اساطیر، شعر و نثر کلاسیک، کتاب‌های روضه‌الشهدا و حضار ارواح و اجنه تشکیل می‌داد.

سرانجام، هوشنگ گلشیری به‌دنبال یک دوره‌ی طولانی بیماری که نخستین نشانه‌های آن از پاییز 1378 شروع شده بود، در 16 خرداد 79 در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و در امامزاده طاهر در مهرشهر کرج به خاک سپرده شد.

بعدها در سال 1380 به کوششِ فرزانه طاهری جلدِ اول برگزیده آثار گلشیری تحت عنوان «نیمه تاریک ماه» به چاپ رسید. مجموعه مقالات گلشیری درباره شعر، داستان و متون کهن فارسی نیز در سال 1378 با نام «باغ در باغ» منتشر شده است.

گلشیری از همان نخستین داستان‌‌هایش، به‌عنوان نویسنده‌ای مطرح شد که صدای خاص خود را دارد؛ صدایی متفاوت و رسا که در دورانِ چیرگیِ ادبیاتِ مرامی، خبر از نویسنده‌ای می‌داد که می‌خواست با هر داستان شیوه و تکنیک جدیدی را بیازماید و به این ترتیب متن را به وسیله‌ای برای شناختِ فرد و جهان تبدیل کند. کوشید تا با قرار گرفتن در موقعیت ذهنی کارمندان دون‌پایه‌ی میانسال و مجردِ شهرهای کوچک، ملال زندگی تکراری آنان را توصیف کند، چیزی که بعدها در آخرین داستان‌هایش نیز دیده شد. شخصیت‌های داستان‌های گلشیری، شکست نسل خود را رکود همیشگی جامعه می‌پندارند. آن‌ها با وضعیت خویش آشنایند، اما آن را پذیرفته‌اند و هیچ کوششی هم برای تغییرش نمی‌کنند. حسرت نرسیدن به آرمان‌‌ها را می‌‌خورند، اما به سفره‌ی بورژوازی چسبیده‌اند و ولع پرخوری فرصت هیچ‌کار دیگری برایشان باقی نمی‌گذارد.

فضای داستان‌های گلشیری غالباً مملو از غم و اندوهی عمیق و حاصلِ تنهایی شخصیت‌ها در خود و با خودشان است. این فضای غم‌انگیز با رفت و برگشت به گذشته‌ی شخصیت‌ها و نقل خاطرات و وقایع گذشته، اضمحلال شخصیت و نسلِ او را تداعی می‌کند. در واقع ساختار داستان‌هایش براساس جستجوی هویت خویش در فضایی که مایه‌ی اصلی‌اش زوال و اضمحلال است، شکل گرفته.

می‌توان در داستان‌نویسی گلشیری، گذر از دو مرحله را مشاهده کرد؛ دو مرحله‌ای که از هم جدایی‌ناپذیر و در واقع لازم و ملزوم یکدیگرند. او ضمن آشنایی با داستان‌نویسی جدید جهان و به‌کارگیریِ صناعت‌های آن در نوشته‌های خود، از امکانات رواییِ متونِ کلاسیک ایران نیز غافل نبود. توجه به ساختارهای ذهنی و کهنِ ایرانیان باعث شده تا تاریخ و اسطوره نقش مهمی در شکل‌گیریِ آثارِ گلشیری داشته باشند. تلاش برای آفرینش داستن بومیِ ایرانی، از طریق پیوند زدن شگردهای داستانیِ ادبیات کلاسیک ایران با دستاوردهای جهانیِ داستان‌نویسی، عمده‌ترین مشغله‌ی ذهنی گلشیری را در دوران نویسندگی‌اش تشکیل می‌داد؛ تلاشی که آل‌احمد در آن با شکست مواجه شد.

 

  • آثار
  •   مجموعه داستان‌های کوتاه

مثل همیشه (۱۳۴۷)

نمازخانه کوچک من (۱۳۵۴)

جُبّه‌خانه (۱۳۶۲)

پنج گنج (۱۳۶۸)

دست تاریک دست روشن (۱۳۷۴)

نیمه تاریک ماه (برگزیده آثار- کتاب اول ۱۳۸۰)

  • داستان‌‌‌های بلند

شاه سیاه‌پوشان

حدیث ماهیگیر و دیو (۱۳۶۳)

  • رمان‌ها

شازده احتجاب (۱۳۴۸)

کریستین و کید (۱۳۵۰)

بره گمشده راعی (۱۳۵۶)

معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد (۱۳۵۸)

در ولایت هوا، تفننی در طنز (۱۳۷۰، در سوئد)

آینه‌های دردار (۱۳۷۰)

جن‌نامه (۱۳۷۶، نشر باران، سوئد)

  • فیلمنامه

دوازده رخ (۱۳۶۷، انتشارات نیلوفر)

  • آثار غیرداستانی

ویرایش گلستان سعدی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی( ۱۳۶۱)

باغ در باغ مجموعه مقالات (۱۳۷۸)

در ستایش شعر سکوت، (دو مقالهُ بلند در بارهُ شعر) (۱۳۷۴)

جدال نقش با نقاش، بررسی آثار سیمین دانشور (از آتش خاموش تا سووشون)(۱۳۷۶)

ما و جهان اساطیری . نیلوفر

http://sarbook.ir/post

درحال بارگذاری، لطفا کمی صبر کنید